Quantcast
Channel: بانک مشاغل برتر شیراز - چهره ها
Viewing all 996 articles
Browse latest View live

قوانین سفت و سخت ستاره‌ها برای تربیت فرزندانشان

$
0
0
چکیده: 

اگر دوست دارید بدانید که ستاره های هالیوود برای تربیت فرزندانشان چه روشی را به کار می گیرند، در ادامه مطلب با ما همراه باشید.

قوانین سفت و سخت ستاره‌ها برای تربیت فرزندانشان

 مادر بودن یکی از سخت ترین کارهای جهان است. مادران تمام تلاش شان را می کنند تا برای فرزندانشان چیزی کم نگذارند. برخی از مادران روش های سنتی را برای تربیت فرزندان شان به کار می گیرند، در حالی که برخی دیگر روش های خاص خود را دنبال می کنند.

اما به راستی کدام روش درست است؟ محققان سالهای زیادی روی این که کدام روش تربیت فرزند درست و کدام غلط است، وقت گذاشتند اما در نهایت نتوانستند به نتیجه واحدی برسند. به بیان دیگر هیچ درست و غلطی وجود ندارد و هر مادری به سبکی که خود بدان اعتقاد دارد، عمل می کند. اگر دوست دارید بدانید که ستاره های هالیوود برای تربیت فرزندانشان چه روشی را به کار می گیرند، در ادامه مطلب با ما همراه باشید.

1.  مدونا

قوانین سفت و سخت ستاره‌ها برای تربیت فرزندانشان

مدونا روش سنتی را برای تربیت فرزندانش به کار می گیرد. او قوانین سختی را وضع و فرزندانش را مجبور کرده به آن پایبند باشند. به عنوان مثال فرزندان او مجبورند که رژیم غذایی مدونا را دنبال کنند که به معنی لب نزدن به شیرینی، نمک، لبنیات و هر گونه مواد نگهدارنده است. آنها حق تماشای تلویزیون و روزنامه خواندن را ندارند. اگر لباس شان را روی زمین بیاندازند، دیگر هیچوقت آن را نخواهند دید، زیرا مدونا آنها را دور می اندازد. یا این که اگر لباس شان را کثیف کنند، باید خودشان آنها را بشویند، در غیر این صورت مجبورند تا با همان لباس کثیف به مدرسه بروند. تنها کتابی هم که آنها حق دارند قبل از خواب بخوانند، کتابی «David the English Rose» ست که مدونا خودش آن را نوشته است. 

2. آلیسیا سیلورستون

قوانین سفت و سخت ستاره‌ها برای تربیت فرزندانشان

زمانی که کتاب آلیسیا سیلورستون با نام «The Kind Mama» منتشر شد، توجهات زیادی را به سمت خود جلب کرد زیرا توصیه های غیر متعارفی در مورد تربیت فرزندان در آن آورده شده بود. به عنوان مثال در آن نوشته شده که نباید به کودکان پوشک بست، زیرا بدون آن راحت ترند یا این که اگر در یک تخت مشترک در کنار فرزندانمان نخوابیم، بدین معنی ست که آنها را نادیده می گیریم. او حتی کودکانش را واکسن هم نمی زند چون معتقد است که تاثیرات منفی آن بیشتر از فواید مثبت آن می باشد. یکی از عجیب ترین کارهایی که او با فرزندانش می کرد، روش غذا دادن به آنها بود. او اول غذا را خودش می جوید و مثل پرنده ها آنها را بر دهان فرزندانش می گذاشت. 

3. جیدا پینکت اسمیت

قوانین سفت و سخت ستاره‌ها برای تربیت فرزندانشان

می توان گفت که جیدا پینکت اسمیت قانون خاصی در خانه اش وضع نکرده است زیرا اعتقاد دارد که تنبیه کردن فرزندان، کار اشتباهی است. به گفته او هر کسی مسئول کارهای خودش است. او حتی کار مادرانی را که از فرزندانشان انتظار دارند کارهای خانه را انجام دهند، قبول ندارد. به عنوان مثال او هیچوقت به فرزندانش نگفته «اتاق ات را تمییز کن». در واقع او با فرزندانش مانند بزرگسالان رفتار می کند. او دوست دارد که فرزندانش، از همان سالهای اولیه زندگی خود، مستقل بار بیایند.

4. سلن دیون

قوانین سفت و سخت ستاره‌ها برای تربیت فرزندانشان

سلن دیون تا جایی که بتواند به نظرات فرزندانش احترام می گذارد. او آنها را آزاد می گذارد تا هر کاری که دلشان می خواهند را انجام دهند. به عنوان مثال، او این اجازه را به پسرش داده تا هر زمان که دوست دارد موهایش را کوتاه کند یا حتی اصلا به آرایشگاه نرود. او حتی مرگ همسرش را چنان با مهارت برای فرزندانش توضیح داد تا سنگینی غم این بار را درک نکنند و مرگ را به عنوان مرحله ای طبیعی از زندگی بپذیرند.

5. ژیزل بوندشن

قوانین سفت و سخت ستاره‌ها برای تربیت فرزندانشان

ژیزل بوندشن در تربیت فرزندانش بسیار جدی ست. او حتی قبل از تولد فرزندانش، در مورد تربیت آنها فکر و برنامه ریزی کرده بود. او فرزندش را در خانه به دنیا آورد و پس از آن روش های خاص تربیتی خودش را با جدیت تمام به کار برد. به عنوان مثال او مخالف پوشک بستن بود و به جای آن، پس از هر بار غذا دادن به فرزندش، او را روی توالت فرنگی اش می نشاند. او معتقد است که شیر دادن بهترین راه برقراری ارتباط با فرزند است، به همین دلیل تا سالها از شیر خودش به فرزندش می داد. او یک پرستار استخدام کرده بود تا در زمان هایی که بیرون از خانه مشغول کار است، از فرزندش مراقبت کند اما در تمام زمان های فراغت، در کنار پسرش می ماند تا از صمیمیت بین شان ذره ای کم نشود.

6. گوئینت پالترو

قوانین سفت و سخت ستاره‌ها برای تربیت فرزندانشان

گوئینت پالترو ستاره ای ست که به خوردن غذاهای سالم شهرت دارد، او رِژیم غذایی ماکروبیوتیک را دنبال می کرد، به همین دلیل فرزندانش را نیز مجبور کرده که رژیم غذایی سالمی را دنبال کنند. یکی دیگر از قوانینی که او در خانه اش برپا کرده این است که کودکان تنها می توانند برنامه های تلویزیونی که به زبانی جز زبان انگلیسی است را تماشا کنند. به عنوان مثال برنامه هایی به زبان های اسپانیایی و فرانسوی مجوز تماشا کردن را دارند. او هر زمانی که به اروپا سفر کند کارتون هایی به زبان اصلی برای فرزندانش می خرد تا آنها با زبان های دیگری جز زبان خودشان، آشنا شوند.

7. آنجلینا جولی

قوانین سفت و سخت ستاره‌ها برای تربیت فرزندانشان

تقریبا همه مادران گاهی به فرزندانشان دروغ می گویند، از دروغ بابانوئل گرفته تا دروغ های کوچک دیگری که اهمیت چندانی ندارند. اما آنجلینا جولی جور دیگری می اندیشد. او معتقد است که هیچ دروغی را، هر چند کوچک و بی اهمیت، نباید به فرزندان گفت. بنابراین او همیشه حقیقت را به فرزندانش می گوید. البته او سعی می کند که واقعیت را به شیوه ای که مناسب سن شان است، بیان کند. کودکان نیز این اجازه را دارند تا هر سوالی که به ذهن شان خطور می کند را بپرسند، آنجلینا نیز پاسخ آنها را به درستی می دهد. او معتقد است که کودکان باید خود در مورد ظاهرشان تصمیم بگیرند، این که چه مدل لباسی به تن کنند یا چه مد مویی داشته باشند... او هیچوقت آنها را مجبور به تیپی که خودش می پسندد یا از نظر دیگران زیباست، نمی کند.

8. پنه لوپه کروز 

قوانین سفت و سخت ستاره‌ها برای تربیت فرزندانشان

پنه لوپه کروز از متدی که در سال 1940 در مجارستان مرسوم بوده، برای تربیت فرزندش استفاده می کند. تفاوت این روش با دیگر روش ها در این است که پدر و مادر باید با کودکانشان مانند بزرگسالان رفتار کنند، بدین معنی که هرگز نباید با لحن کودکانه با آنها حرف بزند یا این که از صندلی کودک، روروک یا ظرف های بچه گانه برای آنها استفاده کند. او معتقد است که اگر با کودکان رفتاری کودکانه داشته باشیم، در واقع به آنها بی احترامی کرده ایم زیرا آنها را در سطحی پایین تر از خودمان می بینیم. در این روش، از تحسین کودکان نیز باید خودداری کرد، در واقع آنها خودشان باید به مرور خوب و بد را تشخیص دهند. پنه لوپه کروز این فضا را به فرزندانش می دهد تا خودشان آنطوری که دوست دارند زندگی کنند.

9. کلی پرستون

قوانین سفت و سخت ستاره‌ها برای تربیت فرزندانشان

کلی پرستون و همسرش جان تراولتا هر دو معتقد به مکتب ساینتولوژی یا علم گرایی هستند. یکی از آموزه های این کتاب در مورد بچه داری این است که در هنگام تولد نوزاد، اتاق باید در سکوت محض باشد. در واقع هیچ صدایی، حتی صدای جیغ مادر هم نباید شنیده شود زیرا سر و صدا به نوزاد استرس می دهد. به همین دلیل هنگام زایمان کلی پرستون هیچکس اجازه صحبت کردن نداشت. یکی دیگر از قوانین این علم، رفتار کردن با بچه ها مانند بزرگسالان است. آنها سعی می کنند که کودکانشان را از خود دور کنند تا مستقل بار بیایند. 


موضوع: قوانین سفت و سخت ستاره‌ها برای تربیت فرزندانشان

مطالب مرتبط:
حقایقی در مورد زندگی «سلن دیون» که نمی‌دانید
ستاره‌هایی که آلرژی دارند
آشفته‌ترین خانواده‌های هالیوودی
موفقیت بدون پارتی ؛«ژن خوب» در دنیای واقعی


دوستی ستاره‌ها با خانواده‌ سلطنتی

$
0
0
چکیده: 

تعجبی ندارد که خانواده سلطنتی بریتانیا با ستارگان زیادی در ارتباط باشند. اگر برایتان جالب است بدانید که کدامیک از ستاره ها با اعضای خانواده سلطنتی ارتباط نزدیکی دارند طوری که با هم به میهمانی می روند، در مراسم عروسی یکدیگر شرکت می کنند و غیره...، در ادامه مطلب با ما همراه باشید.

دوستی ستاره‌ها با خانواده‌ سلطنتی

تعجبی ندارد که خانواده‌ سلطنتی بریتانیا با ستارگان زیادی در ارتباط باشند. اگر برایتان جالب است بدانید که کدامیک از ستاره ها با اعضای خانواده‌ سلطنتیارتباط نزدیکی دارند طوری که با هم به میهمانی می روند، در مراسم عروسی یکدیگر شرکت می کنند و غیره...، در ادامه مطلب با ما همراه باشید.
 
التون جان
 
دوستی التون جان با ملکه دایانا به سالها قبل باز می گردد. التون در صحبت هایش اعتراف کرد که ملکه به او اعتماد به نفس بالایی می داد، به خصوص زمانی که از اختلالات اشتها رنج می برد. او حتی در بیستمین سالگرد مرگ ملکه عکس های مشترک شان را در شبکه های اجتماعی به اشتراک گذاشت. دوستی آنها آنقدر عمیق بود که التون جان هنوز هم از پسرش شاهزاده هری حمایت می کند.
 
 دوستی ستاره‌ها با خانواده‌ سلطنتی

میشل اوباما
 
نام پسر دوم شاهزاده چارلز و ملکه دایانا، شاهزاده هری، را در این فهرست زیاد می بینیم زیرا که او روابط اجتماعی زیادی با دیگر ستاره ها دارد. به عنوان مثال یکی از دوست های او میشل اوباماست. این دو در زمینه های مختلفی با یکدیگر کار کرده اند. حتی میشل و باراک اوباما بهار سال قبل، به خانه شاهزاده در کاخ کنسینگتون رفتند.
 
دوستی ستاره‌ها با خانواده‌ سلطنتی

دیوید بکهام
 
دیوید بکهام و شاهزاده ویلیام از مدت ها قبل با هم کار می کردند. به عنوان مثال هر دوی آنها در «WildAid » که بر علیه تجارت غیر قانونی حیوانات است، سرمایه گذاری کرده اند. اما جدا از بحث کار و فعالیت های خیرخواهانه شان، آنها دوستان خوبی برای یکدیگر هستند به طوری که در سال 2011 شاهزاده ویلیام، بکهام را به مراسم عروسی خود دعوت کرد.
 

ویکتوریا بکهام
 
 ویکتوریا بکهام و کیت میدلتون چندین سال است که با هم در ارتباط اند. آنها مشترکات زیادی با یکدیگر دارند، به عنوان مثال هر دوی آنها به طراحی داخلی و مد و فشن علاقمندند. حتی چند وقت پیش، زمانی که ویکتوریا می خواست دکوراسیون خانه اش را تغییر دهد، از کیت میدلتون کمک گرفت.
 

تام کروز و نیکول کیدمن
 
زمانی که این دو بازیگر یک زوج بودند، در سال 1992، حین فیلمبرداری «Far and Away» با ملکه دایانا آشنا شدند و از آن زمان به بعد رابطه نزدیکی با یکدیگر داشته اند. آنها حتی در سال 1997 در مراسم خاکسپاری ملکه نیز شرکت کردند.
 

کارا دلوین
 
دوستی کارا دلوین، مدل مشهور، با شاهزاده هری به سالها قبل باز می گردد. آنها آنقدر با هم صمیمی بودند که حتی تا نیمه های شب به هم پیغام می دادند و با هم حرف می زدند. با یک سرچ ساده در اینترنت، حتی می توانید عکس های مشترک آنها را مشاهده کنید. 
 
دوستی ستاره‌ها با خانواده‌ سلطنتی

الی گولدینگ
 
الی گولدینگ، خواننده و ترانه سرای انگلیسی، دوستی عمیقی با شاهزاده ویلیام دارد. او حتی در مراسم عروسی شاهزاده و کیت میدلتون، آهنگی را اجرا کرد. علاوه بر این زوج، الی گولدینگ با شاهزاده هری هم در ارتباط است.
 
دوستی ستاره‌ها با خانواده‌ سلطنتی

برایان آدامز
 
ملکه دایانا با ستاره های راک بسیاری، از دیوید بویی و مایکل جکسن گرفته تا برایان آدامز، در ارتباط بود. اگر چه بسیاری از مردم معتقدند که دوستی آنها یک دوستی ساده و معمولی بوده اما نامزد قبلی برایان اعتراف کرده که ملکه پس از جدایی از شاهزاده چارلز، با برایان وارد رابطه شده بود.
 
دوستی ستاره‌ها با خانواده‌ سلطنتی

جیمز بلانت 
 
شاهزاده هری دوستان موزیسین زیادی دارد، به عنوان مثال او با خواننده آهنگ «You’re Beautiful» در ارتباط است. این دو از زمانی که در ارتش خدمت می کردند، با یکدیگر آشنا شدند و از آن زمان تاکنون نیز ارتباط صمیمی خود را با هم حفظ کرده اند. آنها حتی بسیاری از میهمانی هایشان را نیز با هم می روند.
 
دوستی ستاره‌ها با خانواده‌ سلطنتی

جون ریورز
 
شاید تصور این که جون ریورز و شاهزاده چارلز با یکدیگر ارتباط نزدیکی داشته باشند، برایتان عجیب است اما واقعیت این است که آنها دوستان خیلی صمیمی برای یکدیگر هستند. حتی ریورز در مراسم عروسی شاهزاده و جشن تولد 60 سالگی او نیز شرکت کرد.
 
دوستی ستاره‌ها با خانواده‌ سلطنتی

کلدپلی
 
یکی از مشهورترین گروه های موسیقی جهان، کلدپلی، با شاهزاده هری ارتباط نزدیکی دارند. آنها حتی یک بار برای موسسه خیریه شاهزاده هری و به نفع کودکان مبتلا به HIV، در کاخ کنسینگتون کنسرتی اجرا کردند. در انتهای اجرای آنها نیز شاهزاده هری به روی سن رفت و از آنها تشکر کرد.
 
دوستی ستاره‌ها با خانواده‌ سلطنتی

ادی ردمین
 
ادی ردمین در مدرسه همکلاسی شاهزاده ویلیام بود. اگر چه آنها چندین سال هیچ ارتباطی با یکدیگر نداشتند اما از سال 2015 به بعد بار دیگر ارتباط خود را با یکدیگر حفظ کردند.
 
دوستی ستاره‌ها با خانواده‌ سلطنتی


موضوع: دوستی ستاره‌ها با خانواده‌ سلطنتی

مطالب مرتبط:
قوانین سفت و سخت ستاره‌ها برای تربیت فرزندانشان
قوانینی که خانواده سلطنتی انگلیس باید رعایت کنند
رسوایی‌های بزرگ خانواده سلطنتی بریتانیا
حقایقی در مورد زندگی «سلن دیون» که نمی‌دانید

چارلی چاپلین ،ولگرد مهربان

$
0
0
چکیده: 

چارلی چاپلین در سال‌های متمادی شمایل یک «ولگرد» را از خودش به وجود آورد. با آن لباس و کلاه و عصا در مهاجر (1917)، پسربچه (1921)، جویندگان طلا (1925)، سیرک (1928)، روشنایی‌های شهر (1931) و... ظاهر شد و توانست این شمایل را برای همیشه از آنِ خود کند.

چارلی چاپلین ،ولگرد مهربان

بسیاری از بازیگران سینما چه آن‌هایی که در دوران کلاسیک و صامت به بازی مشغول بودند و چه آن‌هایی که در دوران ناطق به مقام ستاره بودن دست یافتند، و حتی بازیگران دوران ما، همواره دوست داشته و دارند که با یک پرسونا شناخته شوند که مانند مُهری بر جبین آن‌ها عمل کند و مخاطبان به‌واسطه‌ی آن به یاد بازیگر محبوب‌شان بیفتند. باستر کیتن «صورت سنگی» بود؛ جیمز دین «جوان شورشی» بود.

 همفری بوگارت خونسرد و بی‌تفاوت؛ جیمز کاگنی عصبی و پرخاشگر؛ و آل پاچینو هم عصبی است و هیچ چیزی را در درونش نگه نمی‌دارد. مریل استریپ همواره صبور و درون‌گرا است. لئوناردو دی‌کاپریو تلاش می‌کند پرسونا‌های متفاوتی از خودش به نمایش بگذارد؛ از جمله تدی عصبی و مخبط در جزیره شاتر؛ یا کاب در شمایل قهرمان شکست‌خورده‌ای که زخمی از گذشته با خودش یدک می‌کشد.

چارلی چاپلین ،ولگرد مهربان

چارلی چاپلیندر سال‌های متمادی شمایل یک «ولگرد» را از خودش به وجود آورد. با آن لباس و کلاه و عصا در مهاجر (۱۹۱۷)، پسربچه (۱۹۲۱)، جویندگان طلا (۱۹۲۵)، سیرک (۱۹۲۸)، روشنایی‌های شهر (۱۹۳۱) و... ظاهر شد و توانست این شمایل را برای همیشه از آنِ خود کند. شاکله‌ی این شمایل در ساده‌زیستی اما زرنگ بودنش نهفته است. شمایلی که چاپلین از این ولگرد ارائه می‌دهد، به‌نوعی همان عاقل مجنون‌نمای الکی‌خوش است که کار درست‌وحسابی ندارد. شب‌ها در گرمخانه‌ای بیتوته می‌کند یا هنگام صبح در یکی از محله‌های فقیر‌نشین چشم باز می‌کند و بعد از خوردن چیزی شبیه به صبحانه می‌رود دنبال کارش.

 نه این‌که کاری داشته باشد، نه! او ولگرد است؛ یا دست بر قضا در یک خیابان بی‌دروپیکر پلیس می‌شود و سعی می‌کند اریک کمبل چاق و قدر را سر به راه کند که چراغ گازی خیابان به دادش می‌رسد؛ یا این‌که برای خودش خیابان گز می‌کند تا دست تقدیر کسی یا چیزی را سر راهش قرار دهد. اگر پسربچه‌ای سر راهش سبز شود با تمام نداری‌اش او را بزرگ می‌کند و از او وسیله‌ای برای نان خوردن می‌سازد و وادارش می‌کند با سنگ شیشه‌ی مغازه‌ی مردم را بشکند تا خودش در مقام شیشه‌بُر وارد معرکه شود. اگر گلویی تر کرده باشد و مردی سر راهش سبز شود، او را به عنوان ناجی‌اش به جا می‌آورد؛ اما وقتی حواسش سر جایش باشد اصلاً کسی را به جا نمی‌آورد. این ولگرد جوان که نکبت از سرورویش می‌بارد، اصولاً آدم دلرحمی است. 

چارلی چاپلین ،ولگرد مهربان

چارلی چاپلین به هر کاری تن می‌دهد تا بتواند به دختر نابینایی کمک کند. چارلی چاپلین در مقام ولگرد حتی از دیکتاتور بزرگ (۱۹۴۰) نیز سر درمی‌آورد. او در این فیلم یک سلمانی است که ناگهان به جای دیکتاتوری قرار می‌گیرد و این بار تلاش می‌کند جان هزاران نفر را نجات دهد. حتی تکنولوژی سعی دارد او را از درون تهی سازد و هر کسی به ظن خودش با او یار می‌شود. حتی اگر او پارچه‌ی سرخی را که از کامیون حمل آهن افتاده از روی زمین برداشته باشد.

شخصیت ولگرد با بازی چارلی چاپلین ، نمادی از معصومیت‌ازدست‌رفته‌ی آدم‌هایی است که انگار در جایی از تاریخ یخ‌زده و به‌اصطلاح «فریز» شده‌اند. او از جامعه‌اش عقب است. مردمان جامعه او را به رسمیت نمی‌شناسند و بیش از همه این پلیس است که در تعقیب اوست. ولگرد چاپلینی ما دائم باید از دست پلیس‌ها فرار کند چون با قانون هم‌خوانی ندارد. قانون نمی‌تواند به این مرد بدوی اجازه دهد هر کاری که دلش می‌خواهد انجام دهد. قانون نمی‌تواند بگذارد او پسربچه‌ای را که از سر راه پیدا کرده است پیش خودش نگه دارد. 

چارلی چاپلین ،ولگرد مهربان

برای همین هم او با قانون سر ناسازگاری دارد. پلیس‌ها را مچل کرده و از دست‌شان می‌گریزد. در واقع او همیشه در حال گریختن است؛ و در میانه‌ی این گریختن‌ها است که هر بار ماجرایی برایش رخ می‌دهد. چاپلین به عنوان خالق این ولگرد مهربان انگار با مخالفتش با سینمای ناطق، به شکلی غیرمستقیم می‌خواست مخلوقش هیچ‌گاه حرف نزند. هرچند گاهی حرف زده است اما سکوت و نشنیدن صدای ولگرد خانه‌به‌دوش چاپلینی به‌نوعی به بخشی از وجود او بدل شده است. او چیزی ندارد بگوید. مگر این‌که در قالب یک دیکتاتور فرو برود و شجاعانه مردم جهان را به قیام علیه‌ی شقاوت و جنگ تهییج کند. در غیر این صورت او انگار حرفی برای گفتن ندارد. او چه می‌تواند در دفاع از خودش بگوید وقتی آن مرد متمول حتی آشنایی با او را انکار کرده است. 

اما چاپلین برای این‌که جبران مافات بکند و از شخصیت ولگردی که ساخته دفاع کند، در اولین دیدارشان خودکشی و مسخره بودن رفتار مرد میلیونر را توأمان به نمایش می‌گذارد. کوشش ناشیانه‌ی مرد برای انداختن طناب بسته‌شده به سنگ دور گردنش به این منجر می‌شود که طناب به گردن چارلی بیفتد و هر دو چند باری به رودخانه بیفتند. چاپلین با تلفیق جدی‌ترین کنش انسانی یعنی خودکشی با یک کمدی فیزیکی، اصالت را به کمدی و پرسونای خودش می‌دهد. سکسکه‌ی چارلی وقتی سوتی را قورت می‌دهد یا بشقابی پر از نوارهای کاغذی را به جای ماکارونی می‌خورد، بیش از هر چیز دیگری اشاره دارد به مسخره بودن فضای زندگی مرد میلیونر که البته وقتی او از خودبی‌خود است، تحمل این فضا و آدم‌هایش را ندارد.

چارلی چاپلین ،ولگرد مهربان

چاپلین آشکارا در آثارش با پنهان ساختن خودش پشت شمایل ولگرد می‌تواند در جلد او بلغزد و هرچه می‌خواهد بار دیگرانی بکند که ظاهر‌سازی، شمایل همیشگی آن‌ها است. مک‌کارتی سناتور شوونیست آمریکایی، با شوی سیاسی که راه انداخت و پاچه‌ی خیلی از هنرمندان سینما را گرفت، کاری کرد که چاپلین عطای ینگه‌ی دنیا را به لقایش ببخشد و برای همیشه از آمریکا برود و ساکن اروپا شود. ظاهراً آمریکای عادت‌کرده به جهل و جهالت سیاسی دیگر نیازی به ولگردی نداشت که مانند یک آینه زشتی‌های جامعه را نشانه می‌رفت. 

هرچند او بعد‌ها و برای گرفتن جایزه‌ی یک عمر فعالیت به آمریکا بازگشت اما ولگرد چاپلین دیگر هرگز به هالیوود بازنگشت و علاقه‌مندان به سینما را در حسرت بازگشتش گذاشت. چاپلین با ابداع شخصیت ولگرد خانه‌به‌دوش یکی از گیراترین شمایل‌های سینما را شکل داد و کاری کرد که بعد از چند دهه، تماشای صدباره‌ی این شخصیت جذاب برای بسیاری به یک ضیافت سینمایی بدل شود. از این بابت سپاسگزار ولگرد عاشق‌پیشه‌ی خانه‌به‌دوش و رند و الکی‌خوش او هستیم.


موضوع: چارلی چاپلین ،ولگرد مهربان

مطالب مرتبط:
همسر رهبر کره شمالی کیست؟
بیوگرافی مل تیلیس خواننده سبک کانتری | اختصاصی
آکی هیتو، پیرترین امپراتور جهان

زندگی «پیتر دینکلیج»؛ کوتوله سریال بازی تاج و تخت

$
0
0
چکیده: 

پیتر دینکلیج بازیگر کوتاه قامتی است که همه او را با بازی خیره کننده اش در نقش تیریون لنیستر در سریال دیدنی «بازی تاج و تخت» می شناسند.

زندگی «پیتر دینکلیج»؛ کوتوله سریال بازی تاج و تخت

پیتر دینکلیج بازیگر کوتاه قامتی است که همه او را با بازی خیره کننده اش در نقش تیریون لنیستر در سریال دیدنی «بازی تاج و تخت» می شناسند. ورود به دنیای بازیگری در بالاترین سطح خود در جهان برای هر کسی امکان پذیر نیست به ویژه اگر محدودیت های فیزیکی مردی مانند دینکلیج را داشته باشید.

اما او برای رسیدن به جایگاه ویژه ای که امروزه دارد راه دراز و دردناکی را طی کرده است. دینکلیج روزگاری برای همسایگان سالمند خود در زیرزمین خانه والدینش در نیوجرسی نمایش عروسکی برگزار می کرد؛ همان کاری که او و برادرش در دوران کودکی به طور معمول انجام می دادند.

در حالی که برادرش، جاناتان دینکلیج اکنون یک ویولونیست بسیار موفق و مشهور است اما پیتر به چنان سطحی از شهرت و اعتبار دست یافته که هیچ کدام از آن ها تصورش را هم نداشتند؛ جایگاهی ابدی در فرهنگ عامه که با بازی در نقش تیریون لنیستر برای خود دست و پا کرده است. اما مسیری که پیتر دینکلیج را به وستروس رساند سرراست و بی دردسر نبوده است.

تیریون لنیستر داستان ما فرزند یک مسئول فروش شرکت بیمه و یک معلم موسیقی دبستان بود که در سال 1991 از کالج بنینگتون در ورمونت فارغ التحصیل شده و ماه های متعاقب آن را به مربیگری در زمینه موج سواری گذراند تا این که بعد از دورانی سخت به کمک یکی از دوستانش در مسیر بازیگری قدم گذاشت. اما در مسیر بی خانمانی تا رسیدن به شهرت چه اتفاقاتی برای این بازیگر دوست داشتنی افتاد. در ادامه این مطلب قصد داریم مسیر پرفراز و نشیب پیتر دینکلیج از زندگی در یک آپارتمان متعفن و پر از موش تا تبدیل شدن به تیریون لنیستر دانا و دوست داشتنی را با شما خوانندگان عزیز مرور نماییم.

زندگی «پیتر دینکلیج»؛ کوتوله سریال بازی تاج و تخت

اولین آپارتمان پیتر دینکلیج

پیتر دینکلیج و یکی از همکلاسی هایش به نام یان بل تصمیم گرفتند برای آزمودن شانس خود در دنیای هنر به نیویورک نقل مکان کنند و بدین ترتیب یک آپارتمان کهنه در زیر پل ویلیامسبورگ را به عنوان مرکز عملیات ستاره شدن خود انتخاب کردند. زمانی که قطارها از روی پل می گذشتند تمام خانه آن ها به دلیل سستی و کلنگی بودن می لرزید، هیچ سیستم گرمایشی یا وسیله پخت و پزی در این آپارتمان وجود نداشت و اجاق گاز فرسوده آپارتمان نیز تنها محلی برای لم دادن جمعیت شلوغ موش های خانه بود. دینکلیج می دانست که شکایت کردن به نزد صاحبخانه فایده ای ندارد زیرا شکایت های قبلی آن ها تنها چاقوکشی صاحبخانه و تهدید آن ها را در پی داشته بود.

دینکلیج خود در مصاحبه ای با نیویورک تایمز در این باره چنین گفته است:"در واقع یک اتاق برای استراحت هم نبود. تنها یک فضای باز و بزرگ خالی که قصد داشتیم در آن نمایش «غرب واقعی» را بازی کنیم اما آن قدر در نوشیدن زیاده روی می کردیم که تنها یک شعر را می خواندیم". دینکلیج می گوید که همین نمایشنامه بوده که او را به بازیگری متمایل ساخت. در نهایت این دو دریافتند که با این روش به جایی نمی رسند و وقتی به خانه برگشتند دیدند که درهای خانه به روی آن ها بسته شده است. از این رو دوستش به سیاتل رفته و در آن جا برای خود کاری دست و پا کرد اما دینکلیج در نیویورک سیتی ماند و دست از تلاش نکشید.

حضور در یک گروه موسیقی به نام «Whizzy»

بعد از آن که رویای او در تشکیل یک سالن تئاتر در آپارتمان اجاره ای نیویورک بی نتیجه ماند، دینکلیج تصمیم گرفت که شانس خود را این بار در دنیای موسیقی بیازماید اما ژانری که وی برای فعالیت انتخاب کرد بدون شک باعث شگفتی دوستداران تیریون لنیستر خواهد بود. وی چند سال در یک گروه موسیقی پانک و جاز به نام «Whizzy» حضور داشته و علاوه بر نواختن ترومپت گاهی نیز شانسش را در ترانه های رپ آزمایش می کرد. هنگامی که در مورد زخمی که از ابرو تا گردن او کشیده شده بود پرسیده شد، دینکلیج گفت که وی این زخم را در یک جشنواره بزرگ موسیقی پانک در منهتن برداشته است. وی گفت که علیرغم خونریزی شدید در هنگام اجرا دست از ادامه برنامه نکشیده و تمام مدت مشغول نوشیدن و سیگار کشیدن بوده و به سلامتی خود اهمیتی نمی داده است.

زندگی «پیتر دینکلیج»؛ کوتوله سریال بازی تاج و تخت

کار در حوزه وارد کردن آمار به مدت 7 سال

دینکلیج خیلی زود دریافت که حضور در این گروه موسیقی عجیب و غریب برای وی درآمدی نداشته و برای پرداخت هزینه هایش باید کار متفاوت و روتینی پیدا کند. بدین ترتیب در یک شرکت ارزیابی و ارایه گواهینامه در زمینه تحصیلات تکمیلی در شهر نیویورک مشغول به کار شد.

دینکلیج اما در تمام هفت سالی که در این شرکت کار می کرد از فعالیت های آن سر در نمی آورد. وی در این باره چنین گفته است:"من هنوز هم نمی دانم کار آن شرکت چه بود. اما من فقط اطلاعات را در کامپیوتر وارد می کردم. من این کار را انتخاب کردم و آن ها نیز به من اجازه این کار را دادند. من بسیار شوخ طبع و ساده بودم و در یک اتاق کوچک کار می کردم.

اطرافیانم را سرگرم می کردم و با کارمندان بخش بایگانی سیگار می کشیدم. به نظر نمی رسید آن ها با سرکار نیامدن من به بهانه بیماری در روز جمعه مشکلی داشتند زیرا شب های جمعه با دوستانم بیرون می رفتم و مست می کردم". یکی از دوستان نزدیک دینکلیج در آن دوران تایید کرده که تیریون لنیستر عیاش داستان ما در آن دوران نیز به شدت در نوشیدن الکل زیاده روی می کرد و علی رغم جثه کوچکش به اندازه دوستان قوی هیکلش مشروب می خورد. او پس از مست کردن با پوتین هایش در خانه این دوست به خواب می رفت و این کار چنان تکراری شده بود که به این سبک خوابیدن او نام «مرحله پوتین» داده بودند.

نه گفتن به نقش های کوچک و بی ارزش

یکی از دلایل دست و پا زدن و دیر به شهرت رسیدن دینکلیج در عرصه بازیگری این بود که وی هیچگاه نقش های کم اهمیت و گاه تمسخرآمیزی که معمولاً افراد با محدویت های جسمانی او در آن ها محدود می ماندند را نمی پذیرفت. بازی او در نقش تیریون لنیستر اما یک استثنا بود که موفقیت آن باعث شد دیدگاه ها نسبت به دیگر بازیگران قد کوتاه در دنیای هالیوود تغییر کند هر چند دینکلیج این نقش را نیز به این آسانی ها بدست نیاورد.

وی در این باره چنین می گوید:"بسیار نه گفتم. بسیار زیاد. تنها نمی خواستم بنیانی را فراهم بسازم و کاری را انجام دهم که باعث می شد در انتهای روز احساس کنم یک کوتوله بدرد نخور هستم. زیرا اگر تنها نقش برای من بازی در نقش یک جن کوچک در تبلیغات نوشیدنی باشد ترجیح می دهم به همان اتاقک کوچکم برگردم و کار ورود داده ها را انجام داده و اجاره خانه ام را از این طریق تامین کنم.

البته این همان کاری بود که کردم. اما اگر این چنین نقش هایی را بپذیرید بار دیگر تنها از این نقش ها خواهید داشت و هیچ چیز تغییر نخواهد کرد. «نه» واژه بسیار قدرتمندی است و گاهی ضروری است از آن استفاده کنید. دینکلیج تبعیض علیه شخصیت های کوتاه قامت را در سال 2012 و هنگامی که برنده جایزه گلدن گلوب شد و سخنرانی کرد را به گوش جهانیان رساند.

وی در این مراسم از مارتین هندرسون نام برد، مردی انگلیسی با قد بسیار کوتاه که دوران بازیگری او در یک شب خوشگذرانی وقتی که توسط یک تماشاچی ورزشی مست بلند شده و به گوشه ای پرت شد به پایان رسید.

زندگی «پیتر دینکلیج»؛ کوتوله سریال بازی تاج و تخت

کنار آمدن دینکلیج با قد کوتاه

سال ها طول کشید اما در نهایت دینکلیج به این نتیجه رسید که از کوتوله بودن خود به نفع خود استفاده کند بدون این که اجازه دهد این موضوع به سوء استفاده از او منجر شود. در همان ابتدای کار یک مرد اهل نیوجرسی به او اعلام کرد که نقشی بدون توجه و ارتباط با شکل ظاهری اش به او پیشنهاد نخواهد شد و این موضوع نزدیک بود باعث شود که دینکلیج در همان ابتدای راه از ورود به عرصه بازیگری منصرف شود. این موضوع باعث شد که دینکلیج از قد کوتاه خود متنفر شده و به زندگی در تنهایی روی بیاورد.

اما هر چه سنش بالاتر می رفت او کمتر به خود سخت می گرفت. وی در این باره چنین می گوید:"من از دنیای سرگرمی انتظار داشتم که تنها سایز من را ببینند و نه چیز دیگری. از این رو می خواستم وانمود کنم که سایزم اصلاً معرف [شخصیت و استعداد] من نیست و نقش هایی بازی کنم که هیچ ارتباطی با این موضوع نداشتند. اما در واقع من داشتم خود و حرفه ام را به شدت محدود می کردم زیرا من همینم که هستم. به نقش هایی مانند تیریون نگاه کنید. سایز من دقیقاً همان چیزی است که به خاطرش این نقش را گرفتم. اگر این سایز نبودم نقش تیریون را بازی نمی کردم".

زندگی «پیتر دینکلیج»؛ کوتوله سریال بازی تاج و تخت

بازی در اولین نقش عمده در سال 1995

اولین نقش عمده دینکلیج در سال 1995 به او پیشنهاد شد و او در فیلم کمدی درام مستقل «زندگی در فراموشی» (Living in Oblivion) اثر تام دیشیلو حضور یافت. خیلی زود مشخص شد که بازیگری نیز مانند حرفه های دیگر به کسانی که می شناسید بستگی دارد نه چیزهایی که می دانید. دینکلیج نیز خود به این موضوع اعتراف کرده و می گوید:"من شروع به رفت و آمد با دوستانی کردم که همه نویسنده و کارگردان بودند و راه مخفی را پیدا کردم.

آن ها مرا در فیلم های مستقل وارد کردند". وی در این فیلم نقش کوتوله بازیگری را بازی می کرد که نقشی کوتاه را در یک فیلم به کارگردانی مردی با بازی استیو بوشمی دریافت کرده بود. بدین ترتیب همکاری با بوشمی در این فیلم به همکاری های دیگری منتهی شد؛ از جمله همبازی شدن در فیلم های «13 ماه» (13 Moons) در سال 2002، «سنت جان از لاس وگاس» (St John of Las Vegas) در سال 2009 و «پیت اسمال مرده است» (Pete Smalls is Dead) در سال 2010. دینکلیج گفته که دوستی عمیقی با بوشمی داشته و از کار با او لذت می برد.

اولین درخشش در سال 2003

نقش شخصیت فینبار مک براید در فیلم «مامور ایستگاه» (The Station Agent) در سال 2003 در ابتدا برای یک بازیگر کوتاه قامت نوشته نشده بود و همین موضوع دینکلیج را به این نقش اصلی تلخ متمایل ساخت. تام مک کارتی زمانی که از علاقه دینکلیج به این شخصیت آگاه شد این نقش را برای وی بازنویسی کرد یکی از دوستانی بود که راه مخفی ورود به دنیای بازیگری از طریق فیلم های مستقل را برای او باز کرده بود. دینکلیج همواره از این کارگردان و نویسنده تمجید کرده و درباره نقش خود در این فیلم چنین می گوید:"اغلب نقش هایی که برای بازیگری به اندازه من نوشته می شود کمی چاق هستند. آن ها جذبه و فعالیت جنسی ندارند، رمانتیک نیستند، نقطه ضعف زیادی ندارند.

زندگی «پیتر دینکلیج»؛ کوتوله سریال بازی تاج و تخت

و من همین موضوع را در مورد شخصیتی که تام نوشت دوست دارم. این نقش عشق دارد. احساسات عاشقانه دارد. خشمگین می شود و نقص هایی دارد". منتقدان نیز با بی سابقه بودن این شخصیت موافقند و به همین دلیل این فیلم در روتن تومیتوز نمره 95 درصد را دریافت کرد و همه منتقدان از بازی خیره کننده دینکلیج تمجید کردند. برای اولین بار دینکلیج این فرصت را یافت که نقشی دارای بُعد، احساس و هویت را بازی کند که ورای محدویت های فیزیکی او بود. او در این فیلم ثابت کرد که یک بازیگر و کمدین بااستعداد است. راجر ایبرت، منتقد سینمایی فقید در مورد او چنین گفت:"هیچ دلیل قابل قبولی وجود ندارد که چرا پیتر دینکلیج نمی تواند نقش ویلیام والاس را در فیلم شجاع دل بازی کند".

آشنایی با همسر آینده با یک بازی اطلاعات عمومی

داستان آشنایی دینکلیج و همسر آینده اش از این قرار است که وی همراه با یکی از دوستان نزدیکش و کارگردانی به نام اریکا اشمیت در حال صحبت در مورد یک نمایش پیش رو بودند که اشمیت شروع به شکایت کردن در مورد نبود یک مرد خوب در زندگی اش کرد. دوست دینکلیج تصمیم گرفت همسر خوبی از میان دوستان مجردش برای اشمیت پیدا کند. این دو تصمیم گرفتند با یک بازی خنده دار اطلاعات عمومی مرد زندگی اشمیت را پیدا کنند و وقتی به اسم پیتر دینکلیج رسیدند فهمیدند که مرد مورد نظر خود را یافته اند.

دوست دینکلیج به اشمیت گفت که او و پیتر 10 سال است با هم دوست هستند و اگر مشکلی در آشنایی اولیه پیتر و اشمیت پیش بیاید دوستی چندین ساله این دو بهم خواهد خورد اما اشمیت قول داد که مشکلی پیش نخواهد آمد. بدین ترتیب این دو در سال 2005 با هم ازدواج کرده و اولین فرزندشان در سال 2011 به دنیا آمد. در واقع پیتر دینکلیج با بردن بازی مذکور از اشمیت توانست دل او را بدست آورد.

زندگی «پیتر دینکلیج»؛ کوتوله سریال بازی تاج و تخت

نپذیرفتن اولیه نقش تیریون لنیستر

پیتر دینکلیج بعد از بازی در فیلم «مامور ایستگاه» در چندین نقش دیگر بازی کرد که هیچ ارتباطی با شکل ظاهری و سایز بدنی او نداشت که از آن میان می توان به «مرا گناهکار بدان» (Find Me Guilty)، هر دو نسخه «مرگ در مراسم خاکسپاری» (Death at a Funeral) و کمدی های «پیکسل ها» (Pixels) و «رییس» (The Boss) اشاره کرد. وی در سال 2008 اولین نقش خود که برای یک شخص کوتاه قامت نوشته شده بود را در فیلم «سرگذشت نارنیا: شاهزاده کاسپین» (The Chronicles of Narnia: Prince Caspian) بازی کرد و آن هم نقش یک کوتوله ریش قرمز به نام ترامپکین بود.

زندگی «پیتر دینکلیج»؛ کوتوله سریال بازی تاج و تخت

وقتی که دیوید بنیوف خالق و شورانر سریال «بازی تاج و تخت» برای بازی در این سریال با دینکلیج تماس گرفت، بازیگر آینده نقش تیریون لنیستر برای بازی در یک سریال فانتزی مردد بود. وی در این باره چنین گفته است:"من به او گفتم که واقعیت این است که من از ریش بلند و کفش های نوک دار خوشم نمی آید و آن ها به من اطمینان دادند که این شخصیت و این دنیای سینمایی چنین شرایطی ندارد. آن ها با من در مورد پیچیدگی شخصیت صحبت کردند، این واقعیت که او نه قهرمان است و نه شرور، که او یک شخصیت زنباره و عیاش است و بدین ترتیب تصویری زیبا و پر از عیب و نقص از او برایم ترسیم کردند و من نیز قرارداد را امضا کردم".


موضوع: زندگی «پیتر دینکلیج»؛ کوتوله سریال بازی تاج و تخت

مطالب مرتبط:
چارلی چاپلین ،ولگرد مهربان
دوستی ستاره‌ها با خانواده‌ سلطنتی
قوانین سفت و سخت ستاره‌ها برای تربیت فرزندانشان
حقایقی در مورد زندگی «سلن دیون» که نمی‌دانید

چهره‌های‌ سرشناسی که پس از مرگ به شهرت رسیدند

$
0
0
چکیده: 

افراد مشهور معمولا در زمان حیات خود از مزایای شهرت بهره می‌برند. البته این موضوع را نمی‌توان به عنوان یک اصل ثابت شده پذیرفت، زیرا گاهی پیش ‌می‌آید که برخی افراد پس از مرگشان به شهرت می‌رسند، در حالی که در دوران زندگیشان هیچ بهره‌ای از کارشان نبرده‌اند.

چهره‌های‌ سرشناسی که پس از مرگ به شهرت رسیدند

برخی چهر‌ه‌های شناخته شده دنیا تنها پس از مرگشان به شهرت و محبوبیت دست یافته‌اند. افراد مشهور معمولا در زمان حیات خود از مزایای شهرت بهره می‌برند. البته این موضوع را نمی‌توان به عنوان یک اصل ثابت شده پذیرفت، زیرا گاهی پیش ‌می‌آید که برخی افراد پس از مرگشان به شهرت می‌رسند، در حالی که در دوران زندگیشان هیچ بهره‌ای از کارشان نبرده‌اند. نمونه‌های زیر برخی از سرشناس‌ترین چهره‌هایی هستند که پس از مرگ به شهرت رسیدند.

بروس لی

چهره‌های‌ سرشناسی که پس از مرگ به شهرت رسیدند

بروس لی از آن دسته نام‌هایی است که شاید اگر کسی او را نشناسد، خنده‌دار به نظر برسد. این بازیگر در زمان حیات خود چهر‌ه شناخته‌شده فیلم‌های رزمی هنگ‌کنگی به شمار می‌رفت، اما در سطح جهانی چهره شناخته‌ شده‌ای نبود. او در آن دوران در برنامه‌های تلویزیونی آمریکایی حضور‌های کوتاهی داشت. این بازیگر فیلم‌های اکشن رزمی یک ماه پس از مرگ در سال 1973 و با انتشار جهانی مشهورترین فیلمش «اژدها وارد می‌شود»، به شهرتی فراگیر دست یافت.

جیمز دین

چهره‌های‌ سرشناسی که پس از مرگ به شهرت رسیدند

دوران بازیگری جیمز دین خیلی کوتاه بود. این بازیگر در دوران کوتاه فعالیت خود در عالم سینما در فیلم‌های کمی بازی کرد، که دو عدد از این فیلم‌ها پس از مرگ او در سال 1955 راهی پرده سینما شدند. یکی از این دو فیلم به نام «شورش بی‌دلیل» شهرت فراوانی برای جیمز دین به بار آورد. این بازیگر پس از مرگ دو بار نامزد دریافت جایزه اسکار شد.

ونسان ون‌گوگ

چهره‌های‌ سرشناسی که پس از مرگ به شهرت رسیدند

ون‌گوگ بسیاری از آثار مشهور خود را در ماه‌های پایانی زندگی خود به پایان رساند. شاید به دلیل همین زمان کوتاه بین خلق این آثار و مرگ او بود که جهان هنر در زمان حیات او نتوانست از وجود شاهکارهای او باخبر شود. بر اساس شایعات و اخباری که حول و حوش زندگی این نقاش وجود دارد، او در زمان حیات خود تنها موفق به فروش یکی از نقاشی‌های خود به مبلغ ناچیزی شد، درحالی‌که تابلوهای او پس از مرگش تا کنون بازاری به ارزش صدها میلیون دلار داشته است.

پل گوگن

چهره‌های‌ سرشناسی که پس از مرگ به شهرت رسیدند

پل گوگن نقاش سبک پست‌امپرسیونیسم فرانسوی نیز کمابیش سرنوشتی مشابه با ون‌گوگ داشت. آثار او در زمان حیاتش با اقبال مناسبی از سوی جامعه مواجه نشد. این نقاش نیز در فقر درگذشت، تا پس از مرگش به شهرت دست یابد. یکی از نقاشی‌های او به نام «کی ازدواج می‌کنی؟» به قیمت 300 میلیون دلار به فروش رسیده، که گرانترین قیمتی است که تا کنون برای خرید یک نقاشی پرداخت شده است.

هرمان ملویل

چهره‌های‌ سرشناسی که پس از مرگ به شهرت رسیدند

هرمان ملویل در زمانی که از دنیا رفت، تقریبا نامی فراموش شده بود، حتی برخی آگهی‌های ترحیم از او با نام «هنری ملویل» یاد کرده بودند. رمان «موبی دیک» در زمان حیات او با انتقاد‌های بدی روبه‌رو شد، تا او نیز به جمع کسانی بپیوندد که پس از مرگ استعداد‌شان نمایان می‌شود. سال‌ها پس از مرگ این نویسنده رمان «موبی دیک» به عنوان یکی از شاهکارهای ادبیات آمریکا شناخته شد.

امیلی دیکنسون

چهره‌های‌ سرشناسی که پس از مرگ به شهرت رسیدند

این شاعر سرشناس آمریکایی نیز در زمان حیاتش چهر‌ه شناخته‌شده‌ای نبود و تعداد کمی از اشعارش در زمان زنده بودنش منتشر شدند. البته این موضوع را می‌توان ناشی از خلق‌وخوی این شاعر دانست. درهر حال این لاوینیا خواهر امیلی بود که پس از مرگ او شعر‌های او را یافت، تا نخستین نسخه از اشعار او تقریبا چهار سال پس از مرگ او به انتشار برسد. مجموعه اشعاری که لاوینیا از سروده‌های خواهرش یافت، شامل نزدیک به 1800 شعر بود.

استیگ لارسن

چهره‌های‌ سرشناسی که پس از مرگ به شهرت رسیدند

این نویسنده سوئدی خالق مجموعه «سه‌گانه هزاره» است، که در چندسال گذشته همواره یکی از کتاب‌های پرفروش جهان بوده است. این نویسنده در سال 2004 و یکسال پیش از انتشار اولین رمانش از دنیا رفت. نخستین رمان از این مجموعه به نام «دختری با خالکوبی اژدها» در سال 2005 منتشر شد، که چند سال بعد دست‌مایه ساخت فیلمی با همین نام شد. بر اساس گزارش پابلیشرویکلی سومین رمان از این مجموعه به نام «دختری که به لانه زنبور لگد زد» پرفروش‌ترین کتاب سال 2010 در آمریکا بوده است.

 


موضوع: چهره‌های‌ سرشناسی که پس از مرگ به شهرت رسیدند

مطالب مرتبط:
زندگی «پیتر دینکلیج»؛ کوتوله سریال بازی تاج و تخت
چارلی چاپلین ،ولگرد مهربان
سلبریتی‌هایی که پیوند اعضا انجام داده‌اند
ستاره‌هایی که علی رغم خیانت کنار هم ماندند

راز ازدواج موفق دو بازیگر معروف هالیوودی

$
0
0
چکیده: 

از سال 2012، یعنی زمانی که بلیک لایولی و رایان رینولدز با هم ازدواج کردند، جزو یکی از بهترین زوج های هالیوودی شناخته شدند که رابطه خوب شان زبانزد خاص و عام است.

راز ازدواج موفق دو بازیگر معروف هالیوودی

از سال 2012، یعنی زمانی که بلیک لایولی و رایان رینولدز با هم ازدواج کردند، جزو یکی از بهترین زوج های هالیوودی شناخته شدند که رابطه خوب شان زبانزد خاص و عام است. هر کدام از آنها به تنهایی شخصیت های جذابی دارند، چه رسد به زمانی که در کنار هم به عنوان یک زوج  قرار گیرند. زمانی که در مورد راز ازدواج موفق شان سوال کردیم، جواب های جالبی را شنیدیم که در اینجا برخی از آنها را برایتان آورده ایم.

1. کار گروهی را در اولویت قرار می دهند

راز ازدواج موفق دو بازیگر معروف هالیوودی

بلیک و رایان به اهمیت کار گروهی واقف اند. بلیک در مصاحبه ای گفت: «ما هیچ زمانی با هم کار نمی کنیم. به عنوان مثال زمانی که رایان سر کار است، من در خانه می مانم و از بچه ها مراقبت می کنم یا بلعکس؛ یا این که ما قرار گذاشتیم بیش از یک شب را دور از هم نگذرانیم. ما باید برای حمایت از خانواده مان تلاش کنیم. به نظر من هر چه زمان کمتری دور از هم باشیم، بهتر است. کار گروهی به ما اهمیت پیوندمان را نشان می دهد. آدمها در طول زمان رشد می کنند و ما باید در کنار این تغییرات کنار هم باشیم و این همان کار گروهی است که ما در اولویت رابطه خود قرار داده ایم.»

2. به علاقمندی های هم احترام بگذاریم

این مورد از آن مواردی است که بسیاری از زوج ها آن را نادیده می گیرند. اگر چه انجام دادن فعالیت های مورد علاقه مان به تنهایی اشکالی ندارد اما بهتر است که آن را به همراه شریک زندگی مان انجام دهیم، دقیقا شبیه کاری که بلیک و رایان می کنند.

بلیک می گوید: «ما باید به علاقمندی های شریک زندگی مان احترام بگذاریم. مثلا رایان روی ذائقه یا نگاه من به دکوراسیون خانه تاثیر زیادی گذاشت. من در کنار او به چیزهایی علاقمند شدم که قبلا نبودم. بنابراین احترام متقابل به علاقمندی ها یکدیگر از موارد مهمی ست که تمام زوج ها باید بدان پایبند باشند.»

با نشان دادن علاقه به فعالیت های مورد علاقه طرف مقابل تان، خواهید دید که چقدر بر میزان صمیمیت تان افزایش خواهد یافت.

راز ازدواج موفق دو بازیگر معروف هالیوودی

3. مشکلات خود را مانند دو دوست حل می کنند

بلیک لایولی می گوید که در رابطه قبلی اش، زمانی که با شریک زندگی اش دعوا می کرد، نزد خواهر یا دوستانش می رفت و مشکل خود را برای آنها توضیح می داد. در صورتی که رفتار او با رایان هنگام دعوا بسیار متفاوت است. در واقع او یاد گرفت که به جای دیگران باید با خود او حرف بزند. او در این مورد می گوید: «در مواقعی که من از دست او ناراحت می شوم، به کنارش می نشینم و با زبانی خوش در مورد احساساتم برایش توضیح می دهم. او نیز همین رفتار را با من می کند که بهترین شیوه حل مشکل می باشد.»

4. خانواده در اولویت است

اگرچه هر دوی آنها مشغله زیادی دارند اما تحت هر شرایطی خانواده خود را در اولویت قرار می دهند و همین کلید موفقیت رابطه بلند مدت آنهاست. آنها عاشق خانواده های بزرگ اند و حال که صاحب دو فرزند شده اند، قدر زندگی خود را بیشتر می دانند. این دو ستاره هالیوودی زمان های زیادی را صرف بازی با فرزندان شان می کنند. رایان می گوید: «شیرین ترین لحظه زمانی ست که از سر کار، تنها به عشق خانواده ات، به خانه می آیی.»

5. آنها حس شوخ طبعی خود را فراموش نمی کنند

راز ازدواج موفق دو بازیگر معروف هالیوودی

اگر به عکس های بلیک و رایان نگاهی بیاندازید، خواهید دید که لبخند از لب های آنها نمی افتد. در واقع آنها خود برای شادی شان تلاش می کنند. رایان می گوید: «هنگام زایمان بلیک، دکترش گوشی اش را خاموش کرد اما بلیک با آن حال ناخوش به شوخی گفت: دکتر! گوشی ات را خاموش نکن. حتی اگر بخواهی به عشقت زنگ بزنی و با او صحبت کنی هم مشکلی ندارم.» همین حس شوخ طبعی، صمیمیت میان آنها را افزایش می دهد. اگر می خواهید از شوخی هایی که آنها با هم می کنند بیشتر بدانید، به توییتر یا اینستاگرام آنها سری بزنید.

6. همدیگر را به چالش می کشند

بلیک و رایان در موقعیت های مختلف یکدیگر را به چالش می کشند و همدیگر را مجبور می کنند تا بهترین خود را ارائه دهند. آیا کسی هست که رقابت های دوستانه را دوست نداشته باشد؟ بلیک در این باره می گوید: «من زمان هایی را که رایان مرا به چالش می کشد، دوست دارم. من به او اعتماد دارم و این خود خوشبختی ست که همسرت همراه تو در تمام لحظه های زندگی باشد.»

برخی از زوج ها توانایی های هم را زیر سال می برند اما بلیک و رایان برعکس آن عمل می کنند. آنها با به چالش کشیدن یکدیگر، موجب رشد و بهتر شدن یکدیگر می شوند.

7. خاطره بازی می کنند

آیا به یاد آوردن خاطرات خوب شیرین نیست؟ نوستالژی های این دو ستاره اهمیت زیادی برایشان دارد. به عنوان مثال آنها به رستورانی که در گذشته با آن خاطره داشته اند، می روند یا حتی یک بار بلیک تولد رایان را در رستورانی که آن دو برای اولین بار یکدیگر را دیدند و عاشق شدند، برگزار کرد. در واقع آنها می دانند که چگونه حس رمانتیک را در رابطه شان حفظ کنند. 

راز ازدواج موفق دو بازیگر معروف هالیوودی

8. وظایف فرزندداری را تقسیم می کنند

برخی از آقایان هستند که حتی پس از پدر شدن، دست به سیاه و سفید نمی زنند. در واقع آنها تمام مسئولیت های فرزند را بر دوش همسرشان می اندازند. اما رایان مانند آنها نیست. او در کارها به بلیک کمک می کند. به عنوان مثال پوشک بچه را عوض می کند یا به او غذا می دهد. این رفتار مردها نه تنها رابطه میان آنها و همسرشان، بلکه رابطه آنها با فرزندان شان را هم بهبود می بخشد.

9. با وجود فرزند، آنها بهم نزدیک تر شدند

به جای این که فرزندان مانعی میان رابطه بلیک و رایان شوند، رابطه آنها را بهتر از قبل ساختند. رایان می گوید: «از تولد فرزندانمان به بعد، من بیشتر عاشق همسرم شدم. در واقع آنها ما را به هم نزدیک تر کردند و این قشنگ ترین لحظه زندگی من است»

راز ازدواج موفق دو بازیگر معروف هالیوودی

10. از خوشگذرانی هایشان نمی گذرند

این دو ستاره هالیوودی دوستان زیادی در هالیوود دارند که هر از چند گاهی آنها را ملاقات می کنند. به عنوان مثال چند شب پیش آنها با امیلی بلانت و جان کراسینسکی یک قرار رمانتیک در رستورانی گذاشتند و بسیار خوش گذراندند. آنها گاهی فرزندانشان را به پرستارانشان می سپارند و به تنهایی به گشت و گذار می روند. 

راز ازدواج موفق دو بازیگر معروف هالیوودی

11. حامی یکدیگرند

یکی از کلیدهای موفقیت رابطه عاطفی حمایت طرفین از هم است. رابطه بلیک و رایان نیز به گونه ایست که در هر شرایطی از یکدیگر حمایت می کنند. نه تنها در خانه و حریم خصوصی، بلکه در ملا عام نیز این حمایت را به دیگران نشان می دهند. آنها تا به حال بهم توهین نکرده و از بزرگ ترین طرفداران یکدیگر هستند.

12. موقعیت کاری یکدیگر را درک می کنند

نه تنها رایان، بلکه بلیک هم عاشق شغل اش است اما این مشغله کاری آنها به رابطه عاطفی شان لطمه ای نمی زند، زیرا آنها موقعیت کاری یکدیگر را درک و از هم حمایت می کنند. آنها باید مدام در سفر یا سر صحنه فیلم برداری باشند، بنابراین وقت کافی برای بودن در کنار خانواده شان را ندارند. این موضوع می تواند موجب جدایی بسیاری از زوج ها شود، اما در مورد رایان و بلیک همه چیز فرق می کند. در این مواقع، آنها به جای بهانه گیری، پشت یکدیگرند و از اهداف و آرزوهای یکدیگر حمایت می کنند.


موضوع: راز ازدواج موفق دو بازیگر معروف هالیوودی

مطالب مرتبط:
چهره‌های‌ سرشناسی که پس از مرگ به شهرت رسیدند
زندگی «پیتر دینکلیج»؛ کوتوله سریال بازی تاج و تخت
چارلی چاپلین ،ولگرد مهربان
دوستی ستاره‌ها با خانواده‌ سلطنتی

حمیده خیر آبادی ؛مادر سینمای ایران

$
0
0
چکیده: 

حمیده خیرآبادی (نادره) از جمله بازیگران نسل اول سینمای ایران بود، در کنار شهلا ریاحی، مهری ودادیان و...میمیک. صورت و نوعی جذابیت در رفتار او سبب شده بود که عموما ایفاگر نقش های به اصطلاح مثبت باشد، جز در مواردی خاص نظیر.

حمیده خیر آبادی ؛مادر سینمای ایران

حمیده خیر آبادی (نادره) از جمله بازیگران نسل اول سینمای ایران بود، در کنار شهلا ریاحی، مهری ودادیان و...میمیک. صورت و نوعی جذابیت در رفتار او سبب شده بود که عموما ایفاگر نقش های به اصطلاح مثبت باشد، جز در مواردی خاص نظیر(مادر- علی حاتمی)، حمیده خیر آبادیبا خلق شخصیت  تیپ گونه ی "مادر"در آثار زیادی موفق به جذب مخاطب شد، گویی مادرانگی با او عجین شده بود.

حمیده خیر آبادی؛ مادر سینمای ایران

با نگاهی به کارنامه ی سنگین او و حضور پرشمارش در آثار سینمایی بهتر درک می کنیم که چرا سال های سال کارگردانان از طیف های متفاوت با اعتماد به فیزیک او و نوع بازی اش نقش (مادر) فیلم ها را برای او می نوشتند،عینی بودن حضور او برای مخاطب نقش های او را به شدت ملموس و باور پذیر می کرد ،خیر آبادی از جمله بازیگرانی بود که بیشتر با اتکا به غریزه نقش های را جان می بخشید، بازیگر دلنشین سینمای ایران مرگ غریبانه ای داشت.

در میان بی توجهی صدا و سیما و در تنهایی و عدم توجه کافی از سمت مسئولین،حتی مراسم خاکسپاری او در حالی انجام شد که به علت عدم اطلاع رسانی خیلی از همکاران او حضور نداشتند،شاید حضورپررنگ او در سینمای قبل از انقلاب توجیه این بد رفتاری ها بوده است گرچه که این توجیه قانع کننده نیست .

بیوگرافی: حمیده خیر آبادی متولد 30 آذر 1302 در رشت با دو دهه ی سابقه ی بازیگری در عرصه ی تئاتر در سال 1332 رسما بازیگری در سینما را شروع کرد و پس از وقفه ای، در دهه ی 40 به اوج دوران حرفه ای خود رسید دهه ای که حضور سینمایی نادره گاه به 11 فیلم در یک سال هم می رسید به نوعی( نادره) در این دهه موقعیت سینمایی خود را تثبیت کردو از آنجا که او با پیشینه ی تئاتری وارد حرفه ی بازیگری شده بود، موفق شد حضور خودش را حفظ کند.

حمیده خیر آبادی؛ مادر سینمای ایران

گرچه که هیچ وقت به اوج نرسید، اما شاید بتوان ایراد را در فیلمنامه های کم کیفیت سینمای فارسی دانست که خیلی مجالی برای حضور متفاوت زن ها نداشت ، با توجه به شرایط نادره یا همان حمیده خیر آبادی کارنامه ای پر از نقش های مشابه دارد چه در تلویزیون چه در سینما، به ندرت نقش های متفاوت به او سپرده شده بود. نقش هایی نظیر: کاراکترش در "مادر"ساخته ی علی حاتمی یا در "ممل آمریکایی"که در هر دو مورد کاراکتر مثبتی نداشت . حمیده خیر آبادی در 13 سالگی ازدواج کرد و پس از گذر چند سال طلاق گرفت و تنها یادگار ازدواجش "ثریا قاسمی"است. 

خود او درباره ی مادر بودن های مداومش گفته بود:(( سال ها پیش یک کارگردان که از اقوام من بود از من خواهش کرد در فیلمش نقش یک مادر را بازی کنم و من هم قبول کردم و آن پس این کار شد حرفه من و جالب اینکه از سال ها پیش که خیلی جوان بودم تا حالا من در اکثر فیلم هایم نقش مادر را بازی می کردم ،من بدون استثنا در فیلمهای مختلف مادر همه هنرپیشه های معروف و مشهوری که مردم می شناسند بوده ام))

ماندگارها:خانم جون سریال "خانه سبز"یا همان مادر آقا رضا صباحی،مادر عباس آقا سوپر گوشت (عزت انتظامی) که در آپارتمان آشفته ی عباس آقا چادر به کمر بسته و کفگیر به دست تلاش در حل و فصل مشکلات همسایه ها داشت،زن افاده ای و تجمل گرا و منفعت طلب محمد ابراهیم فیلم "مادر"که امان پسر بزرگ داستان را بریده بود،مادر نگران سریال"پدر سالار"که زیر نگاه مردسالارانه ی آقا اسداله و خواسته های متفاوت فرزندان همیشه نقش میانجی را داشت،مادر قلابی و هوسران نسرین(فائقه ی آتشین) در فیلم "ممل آمریکایی"که با ترفندهای مختلف سعی در جذب مردان دارد.

حمیده خیر آبادی؛ مادر سینمای ایران

مادر دستپاچه ی فاطمه معتمد آریا در کلاه قرمزی و پسر خاله و... رکورد دار حضور درسینمای ایران با رقمی مابین 150 تا 200 حضور سینمایی ،سه بار نامزد دریافت سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل جشنواره ی فجر شد:در نهمین دوره برای فیلم سایه خیال ،در دوره ی یازدهم برای یک مرد یک خرس و در دوری هفتم برای فیلم (هی جو)

درباره ی او: 

شهلا ریاحی: خانم نادره مثل خواهر من بود، واقعا من خواهرم را از دست دادم،واقعا ناراحتم و از خدا می خواهم در آن دنیا روحش شاد وراحت باشد،با خانم نادره بسیار مسافرت های تئاتری رفتیم همدیگر را دوست داشتیم. پوری بنائی:تمام زندگی من با نادره پر ازخاطرات خوب است،بسیار فیلم در کنار ایشان کار کردم و بسیار از ایشان آموختم.

محمود بهرامی: خدا خانم نادره را بیامرزد ،من تئاتر دهقان کار می کردم، ایشان تئاتر جامعه باربد مشغول بود این خانم اینقدر نسبت به همه بازیگرهای که در این دو تئاتر کار می کردند محبت می کرد، که هر روز قبل از اجرایشان می آمدند حتما این بچه ها را دانه دانه می دیدند و می رفتند.

حمیده خیر آبادی؛ مادر سینمای ایران

گیتی ساعتچی:من دریک دقیقه دو دقیقه نمی توانم درباره نادره حرف بزنم، باید یک سال صحبت کنم: نادره بی نظیر بود من از زمان سریال "تلخ و شیرین"با ایشان خاطره دارم،مثل یک مادر دوستش داشتم... 

هدیه تهرانی: لذت لمس احساس مادرانه از سینمای ایران گرفته شد.

ثریا قاسمی: ما قطعه های هنرمندان هم می خواهیم، ولی قبل از آن "خانه های"هنرمند می خواهیم،خانه ای باشد که بتوانیم از آن ها نگهداری کنیم، خانه ای که اگر دلشان گرفت اگر خلق شان تنگ شد، بتوانیم با وسیله راحت و بزرگ در خور سالمند ،آن ها را به آن خانه ببریم.

حمیده خیر آبادی ؛ مادر سینمای ایران

آخرین حرف هایش: "خیر آبادی"در روزهای آخر بابت مطالبی که درباره ی وضعیت نابسامان او منتشر شده بود، شاکی بود حرف های زیر که آخرین مصاحبه اش می باشد از میان گفتگوی او با جواد طوسی برداشت شده است(( تنها فرزندم ثریاست با وجود مشغله کاری و گرفتاری اش همیشه به من سر می زند به اصرار ثریا قرار است پرستاری بیاورم اما راضی نیستم چون هنوز روی پای خودم هستم و می توانم کارهایم را انجام بدهم ،مسئولان باید جلوی جوانان کم تجربه را که حرف های ضدو نقیض می زنند را بگیرندو هر مطلب کذبی رامنتشر نکنند آن ها می توانستند قبل از منتشر شدن این اخبار طی تماسی با من صدق و صحت مطلب را دریابند. ))


موضوع: حمیده خیر آبادی ؛مادر سینمای ایران

مطالب مرتبط:
بیوگرافی حسین محجوب ،کارگردان و بازیگر ایرانی
بیوگرافی کاظم سیاحی ،صداپیشه و بازیگر سینما و تلویزیون
بیوگرافی ریزعلی خواجوی معروف به دهقان فداکار

یکم اردیبهشت، روز سعدی مبارک

$
0
0
چکیده: 

بی‌پروایی سعدی در روایت صادقانه از گناه، عشق و رسوایی از انتقادهایی است که بر او وارد شده است، اما عبدالحسین زرین‌کوب می‌گوید صراحت لهجه و صدق بیان سعدی به گناه او نیز رنگ اخلاق بخشیده است.

یکم اردیبهشت، روز سعدی مبارک

بی‌پروایی سعدی در روایت صادقانه از گناه، عشق و رسوایی از انتقادهایی است که بر او وارد شده است، اما عبدالحسین زرین‌کوب می‌گوید صراحت لهجه و صدق بیان سعدی به گناه او نیز رنگ اخلاق بخشیده است.

در تقویم رسمی کشورمان روز اول اردیبهشت‌ماه به عنوان روز سعدینام‌گذاری شده است. عبدالحسین زرین‌کوب درباره بیان رسوایی و گناه در شعر سعدی می‌نویسد: «بیان گولی‌ها و رسوایی‌هایی را که در این دنیا با احوال و اطوار انسان آمیخته است بر سعدی عیب گرفته‌اند. گناه سعدی این است که نه بر گناه دیگران پرده می‌افکند و نه ضعف و خطای خود را انکار می‌کند. کدام دلی هست که «در جوانی چنان‌که افتد و دانی» در برابر زیبایی‌ها و دلبری‌های وسوسه‌انگیز خوبان نلرزد و هوس خطا و آرزوی گناه نکند؟ تا جان بوده است و تا جهان هست انسان صید زیبایی و بنده شهوت و گناه است و این لذت و عشرت که زاهدان و ریاکاران و دروغگویان آن را به زبان نه به دل وقاحت و حماقت نام نهاده‌اند سرنوشت ابدی و سرگذشت جاودانی بشریت خواهد بود.

یکم اردیبهشت، روز سعدی مبارک

در این صورت آن‌جا که سعدی از عشق و جوانی سخن می‌گوید و شیفتگی و زیباپرستی خود را یاد می‌کند سخن از زبان بشر می‌راند و پرمایه‌ترین و راست‌ترین و بی‌پیرایه‌ترین سخنان او همین‌هاست. تنها او نیست که شور زیبایی دلش را به لرزه درمی‌آورد و عنان طاقت را از دستش می‌رباید، آن زاهد بیابان‌نشین هم از ترس آنکه در این راه نلغزد به غار پناه می‌برد و باز وقتی به شهر می‌آید صید غلامان خوب‌رو و کنیزان دل‌فریب می‌شود.

او بی‌ریایی و بی‌پردگی را تفاوت سعدی با ریاکاران و ملامت‌گران می‌داند: «تفاوت سعدی با ملامت‌گران و ریاکاران و دروغ‌گویان این است که سخنش مثل «شکر پوست‌کنده» است. نه رویی دارد و نه ریایی. اگر لذت گرم گناه را به جان می‌خرد دیگر گناه سرد بی‌لذت دروغ و ریا را مرتکب نمی‌شود. راست و بی‌پرده اقرار می‌کند که زیبایی در هر جا و هر کس باشد قوت پرهیزش را می‌شکند و دلش را به شور و هیجان می‌آورد. همین ذوق سرشار و دل عاشق‌پیشه است که او را با همه کاینات مربوط می‌کند و با کبک و غوک و ابر و نسیم همدرد و همراز می‌نماید. باید دلی چنین عاشق‌پیشه و زیباپسند باشد تا مثل او هر پستی و گناه و هر سستی و ضعف را ببخشاید و تحمل کند. نه از قاضی همدان و شاهدبازی او اظهار نفرت کند و نه از ترش‌رویی زاهد و بی‌ذوقی و گران‌جانی او برنجد و به هم برآید. دلی مانند دل اوست که در همه جا و با همه چیز همدرد و هماهنگ می‌شود و دنیا را چنان‌که هست می‌شناسد و از آن تمتع می‌برد. با این همه برای دل او نیز چیزی هست که از آن نفرت داشته باشد و تحمل آن را نکند: خودفروشی و ریاکاری که دنیای زیبای رنگارنگ را در نظر انسان واقعی تیره و سیاه می‌کند. این است دنیایی که در گلستان توصیف می‌شود. دنیایی که سعدی خود در آن زیسته است و با یک حرکت قلم عالی‌ترین و درست‌ترین تصویر آن را بر روی این «تابلو» که گلستان نام دارد جاودانگی بخشیده است.»

زرین‌کوب در کتاب «با کاروان حله» درباره اخلاق در آثار سعدی آورده است: «سعدی هم استاد رموز عاشقی است و هم آموزگار تقوا و خردمندی: چیزی که در یک تن جمع شدنش نادر است. در وجدان او نیکی که هدف اخلاق است از زیبایی که غایت عاشق است جدا نیست. از این‌رو معلم عشقی که او را شاعری آموخته است درس اخلاق و تقوا به او داده است. در اخلاق آن‌چه مایه نفرت اوست چیزی است که انسان را از آن‌چه لازمه آدمیت است دور می‌کند و به زشتی و پستی می‌کشاند. نزد وی اخلاق وسیله‌ای است که انسان را به کمال آدمیت می‌رساند و وجود او را با رشته محبت با سراسر کاینات می‌پیوندد. همین هدف اخلاقی در عشق او نیز هست. عشق او نیز در حقیقت اخلاق و تقواست. درد و سوز و گذشت و تسلیم است. چنان از خودپرستی - که هیچ اخلاق پسندیده‌ای با آن سازگار نیست - دور است که در آن از عاشق و خواست و کام او نشانی نیست. از این‌جاست که هیچ چیز معنوی‌تر، هیچ چیز اخلاقی‌تر، هیچ چیز روحانی‌تر از عشق وی نمی‌توان جست.

او توضیح می‌دهد که چگونه صراحت و صداقت سعدی به گناه او نیز رنگ اخلاق می‌بخشد: «غزل‌های او پر از درد، پر از شور، پر از نیاز، و پر از تسلیم است و اگر از گناه نیز در آن سخن می‌رود صراحت لهجه و صدق بیان او چندان است که گناه او را نیز رنگ اخلاق می‌بخشد. عشق که مایه غزل‌های اوست البته به جمال انسانی محدود نیست، روح، تقوا، طبیعت، خدا، و سراسر کاینات نیز موضوع این عشق است. نه فقط در غزل که در همه اشعار او این شوق نسبت به طبیعت و توجه نسبت به خدا بارز و هویداست. در عاشقی هیچ‌کس از این رند جهان‌دیده کارافتاده آشناتر نیست. از جوش و التهاب غزلیات قدیم تا گرمی و شیرینی طیبات و بدایع، همه جا عشق سعدی در تجلی است. درست است که بعدها - مخصوصا در «خواتیم» - این عشق ظاهرا تا حدی تعالی می‌یابد و عاشق در وجود سعدی جان خود را به عارف وامی‌گذارد، لیکن به هر حال طنین صدای عشق هیچ جا در غزل او محو و خاموش نمی‌شود. غزل سعدی یعنی عشق، و عشق با همه فراز و نشیب‌هایش. عشق سعدی البته به یک معشوق بسنده نمی‌کند، اما هر جا این عشق هست درد و نیاز و تسلیم و گذشت نیز هست. این عشق که پایبند یکی نیست البته هوس نیست و صفا و رضاست، نیازی روحانی است که دایم دل و جان شاعر را آماده تسلیم و فنا می‌دارد. در چنین دلی درست است که بیش از یک عشق می‌گنجد اما باری عشق به بد و بدی در آن راه ندارد، از آن‌که نزد وی زیبایی از نیکی جدا نیست و عاشق در واقع نیکی را نیز در محراب زیبایی می‌پرستد.
 
یکم اردیبهشت، روز سعدی مبارک

حدیث کام جسمانی را البته سعدی انکار نمی‌کند، اما که می‌تواند این عشق پرشور بی‌پایان را که در آن سعدی با همه کاینات پیوند می‌یابد از نوع هوس‌های جسمانی بشمرد؟ در این عشق‌ها سعدی درد و سوز واقعی دارد، و عشق او آموختنی نیست، آمدنی است. هم شکوه و فریاد او بوی دل می‌دهد، هم تسلیم و گذشت او سوز محبت دارد. در بی‌خوابی‌های شب‌های دراز شب‌روی‌های خیال را توصیف می‌کند و نشان می‌دهد که خاطر بی‌آرام مشتاق در همه آفاق می‌گردد و باز به آستانه معشوق بازمی‌گردد و از این خوش‌تر جایی نمی‌یابد. تردید و وسوسه‌ عاشقی را که جز خودش نیست به قلم می‌آورد که چگونه همه شب در عالم خیال می‌خواهد دل از معشوق برکند و صبح که از خانه بیرون می‌آید باز یک قدم آن سوتر از کنار معشوق نمی‌تواند گذاشت. اندیشه عاشق را نشان می‌دهد که در ساعت‌های سنگین و دردناک جدایی هزاران درد دل به خاطرش می‌آید و می‌خواهد که وقتی به معشوق رسید آن همه را با وی بگوید اما وقتی به وصال یار می‌رسد چنان خود را می‌بازد که همه درد دل را فراموش می‌کند و دردی در دلش باقی نمی‌ماند. شور و هیجان عاشقی را وصف می‌کند که بعد از هجران دراز به وصال یار رسیده است و در آن لحظه کام و عشرت هر درد و غمی را که در جهان هست می تواند از یاد ببرد و حتا از مرگ و هلاک نیز اندیشه‌ای به دل راه ندهد. این‌ها عشق واقعی است که سعدی آن را دریافته است و بیهوده نیست که قرن‌ها بعد از وی هنوز غزل‌سرایان ما رموز عاشقی را از سعدی می‌آموزند و او را استاد حدیث عشق می‌دانند.»

زرین‌کوب سعدی را «شاعر واقعی» توصیف می‌کند: «سعدی نه حکیم است و نه عارف. فقط شاعر است و شاعر واقعی. مخصوصا شاعر آدمیت است که عشق و خلاق مایه افتخار اوست. افلاطون نیست که از دنیای نامحسوس غیب و مثال سخن گوید و از عشق و روح چنان جوهر مجردی بسازد که با جسم و ماده هیچ‌گونه تعلقی نداشته باشد. سقراط است که به انسان و سرنوشت او توجه دارد و عشق‌ورزی به یک شاهد بازاری – مثل الکبیادس سقراط - را هم مانع از جست‌وجوی آدمیت و کمال نمی‌داند.»


موضوع: یکم اردیبهشت، روز سعدی مبارک

مطالب مرتبط:
حمیده خیر آبادی ؛مادر سینمای ایران
چارلی چاپلین ،ولگرد مهربان
بیوگرافی حسین عطایی مخترع کوچک
بیوگرافی مل تیلیس خواننده سبک کانتری | اختصاصی


پیری و معرکه گیری! ستاره‌هایی که در سنین بالا پدر شدند

$
0
0
چکیده: 

از زمانی که میک جَگر، خواننده گروه رولینگ استونز در سن 72 سالگی به هشتمین فرزند خود رسید بسیاری به این فکر افتادند که چه سلبریتی های مسن دیگری به فکر بچه دار شدن در سنین بالا می افتند. در ادامه این مطلب شما را با برخی از پدرهای پیر هالیوود آشنا خواهیم کرد.

پیری و معرکه گیری! ستاره‌هایی که در سنین بالا پدر شدند

 اگر از هر متخصص در حوزه سلامت در مورد توانایی تولید مثل و فرزندآوری بپرسید به احتمال فراوان به شما خواهند گفت که بهتر است در سنین بالای 50 سالگی به فکر بچه دار شدن نیفتید. اگر چه بسیاری به این توصیه های پزشکی گوش فرا می دهند اما برخی نیز ترجیح می دهند به این مشاوره وقعی ننهند.

از زمانی که میک جَگر، خواننده گروه رولینگ استونز در سن 72 سالگی به هشتمین فرزند خود رسید بسیاری به این فکر افتادند که چه سلبریتی های مسن دیگری به فکر بچه دار شدن در سنین بالا می افتند. تعدادی از ستاره های موسیقی راک، کمدین ها و بازیگران مشهور در سنین بعد از 50 سالگی دارای فرزند شده اند. در ادامه این مطلب شما را با برخی از پدرهای پیر هالیوود آشنا خواهیم کرد.

16- جورج کلونی

پیری و معرکه گیری! ستاره‌هایی که در سنین بالا پدر شدند

ظاهراً جورج کلونی می خواست عنوان دوست داشتنی ترین مرد مجرد هالیوود را برای همیشه در اختیار داشته باشد زیرا هیچ نشانه ای از تمایل او به تشکیل خانواده دیده نمی شد اما تمام این خیالات در مدتی کوتاه رنگ باخت. بعد از آشنایی با امل علم الدین، کلونی دریافت که می خواهد مرد خانواده باشد و در 27 سپتامبر 2014 با امل پیوند ازدواج بست. حدود سه سال بعد، درست یک ماه بعد از تولد 56 سالگی، این بازیگر سرشناس برای اولین بار پدر شد و اولین دوقلوی او و امل کلونی با نام های ایلا و الکساندر در 6 ژوئن 2017 بدنیا آمدند.

15- جف گلدبلوم

پیری و معرکه گیری! ستاره‌هایی که در سنین بالا پدر شدند

جف گلدبلوم تاکنون سه بار ازدواج کرده است اما او تنها پس از سومین ازدواج و در حالی که بیش از 60 سال سن داشت دارای فرزند شد. گلدبلوم در مصاحبه ای در سال 2008 گفت که هیچگاه از ته قلب خواهان بچه دار شدن نبوده است. تا این که در جولای 2015 و زمانی که وی 62 سال سن داشت همراه با همسرش امیلی لیوینگستون به اولین فرزندشان به نام چارلی اوشن خوشامد گفت. دو سال بعد خانواده آن ها بزرگ تر شده دو دومین پسر آن ها به نام ریور جو نیز در 7 آوریل 2017 بدنیا آمد. علیرغم گفته های قبلی اش در مورد بچه دار شدن، گلدبلوم در سال 2016 چنین گفت:"من هیچ وقت تا زمان ازدواج با امیلی به طور جدی به فرزند دار شدن فکر نمی کردم. اما اکنون در شرایط متفاوتی قرار دارم. من برای ازدواج با او اشتیاق فراوانی داشتم و برای بچه دار شدن تلاش کردیم".

14- جان استاموس

پیری و معرکه گیری! ستاره‌هایی که در سنین بالا پدر شدند

اگر چه جان استاموس در سریال های «خانه شلوغ» (Full House) و «خانواده فولر» (Fuller House) تمرین فرزندداری فراوان کرده بود اما برای به واقعیت بدل شدن پدری کردن در دنیای واقعی مدت زمان زیادی طول کشید. در دسامبر 2017، درست چند ماه بعد از نامزدی با کایتلین مک هیو 31 ساله، استاموس و همسرش اعلام کردند که انتظار اولین فرزندشان را می کشند. استاموس اعلام کرد که ایده فرزند دار شدن قبل از مراسم ازدواج از جانب مک هیو مطرح شده زیرا در آن زمان وی 54 سال سن داشته و دیگر از آن جوان تر نمی شد. علاوه بر این استاموس اعلام کرد که وی از این که شخص مناسب را برای این بچه دار شدن پیدا کرده بسیار هیجان زده بوده است.

وی در این باره چنین گفته است:"من بیش از یک دهه منتظر دختر مناسب بودم و در نهایت او به زندگی من قدم گذاشت. منظورم این است که همه می دانند که من همواره خانواده داشتن را دوست داشته ام، و همیشه می خواستم یک روز بالاخره تشکیل خانواده بدهم و ازدواج کنم".

13- سایمون کاول

پیری و معرکه گیری! ستاره‌هایی که در سنین بالا پدر شدند

به عنوان یکی از ترشروترین شخصیت های تلویزیونی، هیچ کس نمی توانست سایمون کاول را در مقام پدر تصور کند. بعد از یک رسوایی بزرگ که نشان می داد لورن سیلورمن به همسر خود خیانت کرده و با کاول رابطه داشته است، خیلی زود مشخص شد که سیلورمن از کاول باردار نیز هست. در 14 فوریه 2014، این دو به اولین فرزند پسرشان به نام اریک خوشامد گفتند در حالی که کاوال 54 ساله بود. اما خوشبختانه اگر چه وی هیچ آشنایی با بچه داری نداشت اما اعلام کرد:"من از همان اول برای پدر شدن آفریده شده بودم... در واقع من از همان لحظات اول به لورن گفتم اگر سگ هایم را بیشتر از او دوست داشته باشم چه؟ و او گفت: تو عمکلرد فوق العاده خوبی [در نقش پدر] خواهی داشت و سپس چندین ثانیه بعد از بدنیا آمدن بچه من کاملاً با موضوع کنار آمدم".

12- کریس نوث

پیری و معرکه گیری! ستاره‌هایی که در سنین بالا پدر شدند

طرفداران سریال های تلویزیونی حتما کریس نوث را می شناسند اما مدت زمان نسبتاً زیادی طول کشید تا او در زندگی واقعی برای پدر شدن آمادگی داشته باشد. نوث 53 ساله بود وقتی که او و نامزد طولانی مدتش برای اولین و تنها بار دارای فرزند شدند، پسری که اوریون کریستوفر نام داشت و در ژانویه 2008 بدنیا آمد. نوث اعلام کرد که در دوران جوانی آمادگی پدر شدن را نداشته است. وی در این باره چنین گفته است:"به نظر من فرزند تعادل را در زندگی شما به هم خواهد ریخت.

امروزه در جامعه، آزادی ارزش بسیار بالایی برای ما دارد. ما بیشتر عمر می کنیم. این ایده که در 30 سالگی ازدواج کرده و تشکیل خانواده دهید، به نظر من مردم دریافته اند که لازم نیست خیلی زود دست به این کار بزنند. هنوز وقت دارند. همچنین من روابط بسیار خوبی در زندگی ام داشته ام. من خوشحالم که هیچگاه ازدواج نکرده ام. من تقریباً 4 بار قبل از آن هم عاشق شده بودم. اگر ازدواج می کردم باید چهار نفقه متفاوت پرداخت می کردم".

11- کلینت ایستوود

پیری و معرکه گیری! ستاره‌هایی که در سنین بالا پدر شدند

در طول سال های طولانی، کلینت ایستوود با زنان زیادی وارد رابطه شده و فرزندان متعددی داشته است. اولین فرزند تایید شده اش دختری به نام کیمبر تونیس بود که در سال 1964 از رابطه ایستوود و روکسان تونیس بدنیا آمد. از آن زمان او با 4 زن دیگر دارای 6 فرزند دیگر نیز شده است. دینا رویز ایستوود، همسر سابق ایستوود در سال 1996 کوچکترین دختر ایستوود به نام مورگان ایستوود را بدنیا آورد زمانی که این بازیگر- کارگردان سرشناس 66 ساله شده بود. علیرغم این که وی خانواده اش را یک «خانواده از هم پاشیده» می داند اما برای همه فرزندانش پدری خوب بوده است.

10- دیوید لترمن

پیری و معرکه گیری! ستاره‌هایی که در سنین بالا پدر شدند

دیوید لترمن که مدت زمان زیادی است مجری یک برنامه تلویزیونی زنده مشهور است تا سن 56 سالگی به فکر بچه دار شدن نیفتاد. لترمن و همسرش، رجینا لاسکو در 3 نوامبر 2003 برای اولین بار در 3 نوامبر 2003 صاحب فرزند شدند که پسری به نام هری جوزف بود. لترمن به احترام پدر درگذشته اش اسم او را بر روی پسر تازه به دنیا آمده اش گذاشت. در سال 2012 لترمن فاش کرد که آرزو دارد فرزندان بیشتری می داشت.

وی در این باره چنین گفته است:"وقتی که تا به این حد شدید روی چیزی تمرکز می کنید از خیلی اتفاقاتی که در اطرافتان می گذرد بی اطلاع هستید. با خودم فکر می کردم که نمی توانم هر دو کار را با هم انجام دهم. اما دراین مورد اشتباه می کردم. حالا من یک پسر کوچولو دارم. دوست داشتم یک دختر کوچولو نیز داشتم".

9- پل مک کارتنی

پیری و معرکه گیری! ستاره‌هایی که در سنین بالا پدر شدند

سر پل مک کارتنی در سن 61 سالگی برای آخرین بار صاحب فرزند شد. در آن زمان وی 4 فرزند بالغ داشت که همسر سابقش هیثر میلز باردار شد. این زوج در سال 2003 تولد دخترشان بئاتریس میلی را جشن گرفتند که به افتخار یکی از خاله های مک کارتنی و مادر درگذشته همسرش این اسم برایش انتخاب شده بود. بعد از به دنیا آمدن بئاتریس، این زوج بیانیه ای بدین مضمون منتشر کردند:"او یک کوچولوی زیباست و ما به خاطر این موضوع به خود می بالیم. خانواده های ما خیلی زود در جریان این موضوع قرار گرفته و آن ها نیز به اندازه ما از به دنیا آمدن مایه شادی ما خوشحال و شگفت زده شدند". مک کارتنی و میلز در سال 2006 در سال 2006 از هم جدا شده و طلاق آن ها دو سال بعد رسمی شد.

8- استیو مارتین

پیری و معرکه گیری! ستاره‌هایی که در سنین بالا پدر شدند

استیو مارتین بامزه برای اولین بار در سن 67 سالگی مزه پدر بودن را چشید. او در سال 2007 با آن استرینگفیلد که نویسنده و کارمند سابق مجله نیویورکر بود ازدواج کرده و در سال 2012 اولین فرزند دختر آن ها به دنیا آمد. این دو تصمیم گرفتند که اطلاعات مربوط به تولد دخترشان را از دسترس رسانه ها دور نگه دارند. مارتین در برنامه دیوید لترمن با خوشمزگی تمام در مورد اسم دخترش چنین گفت:"ما در مورد اسم او بسیار فکر کردیم. فاتح اسپانیایی! این اسم چطور است؟ من نمی خواستم یکی از آن اسم های عجیب و غریب هالیوودی را انتخاب کنم. فاتح اسپانیایی یک عبارت طولانی است".

7- میک جَگر

پیری و معرکه گیری! ستاره‌هایی که در سنین بالا پدر شدند

در جولای 2016، میک جگر، مرد اول رولینگ استونز، اعلام کرد که وی انتظار تولد هشتمین فرزندش را با ملانی هامریک که یک بالرین 29 ساله نیویورکی بود می کشد. هامریک در تور کلمبیا و مکزیک، جگر را همراهی می کرد و تمامی هزینه های مربوط به این تولد بر عهده جگر خواهد بود اما گفته می شود که این دو قصد زندگی کردن در کنار هم را ندارند. در دسامبر 2016، جگر و هامریک تولد فرزند پسرشان، دوروکس اوکتاویان باسیل جگر را جشن گرفتند.

6- راد استیوارت

پیری و معرکه گیری! ستاره‌هایی که در سنین بالا پدر شدند

مانند میک جگر، راد استیوارت نیز از روابط متعدد خود دارای فرزندان زیادی شده است و از زندگی با 5 زن متفاوت 8 فرزند دارد.در سال 2007، او با مدلی به نام پنی لنکستر ازدواج کرد و این دو صاحب دو پسر شدند؛ آلاستایر والاس در 2005 وآایدن پاتریک در 2011. راد 66 ساله بود که پسر کوچکترش به دنیا آمد. جالب این که کیمبرلی آلانا، دختر استیوارت از همسر اولش آلانا همیلتون، 6 ماه بعد از به دنیا آمدن آیدن اولین فرزند دخترش را به دنیا آورد که بدین معنا بود که پسر و نوه استیوارت هم سن هستند.

5- هیو هفنر

پیری و معرکه گیری! ستاره‌هایی که در سنین بالا پدر شدند

هیو هفنر در طول سال های فعالیت خود به عنوان مالک یک مجله معروف مبتذل با زنان زیادی وارد رابطه شد از این رو جای تعجب دارد که وی از تمام این روابط تنها دارای 4 فرزند شده است. جوان ترین فرزندان پسر او با نام های مارستون گلن و کوپر بردفورد در سال 1990 و 1991 بدنیا آمدند و در آن زمان هفنر نزدیک به 65 سال سن داشت.

4- جورج لوکاس

پیری و معرکه گیری! ستاره‌هایی که در سنین بالا پدر شدند

جورج لوکاس، خالق جنگ ستارگان، 69 سال داشت که با همسرش ملودی هابسون تولد دخترش را جشن گرفت. لوکاس در سال 2013 با مدیر استودیو انیمیشن سازی دریم وورکس ازدواج کرد و این دو از طریق رحم اجاره ای در 12 آگوست 2013 صاحب دختری به نام اورست هابسون لوکاس شدند. این اولین فرزند بیولوژیکی لوکاس بود. او قبلا نیز دختر ناتنی اش آماندا را در دوران زندگی با همسر سابق خود، مارسیا لو گریفین در سال 1981 به فرزند خواندگی پذیرفته بود. بعد از جدایی این دو، لوکاس دو فرزند دیگر را به فرزند خواندگی پذیرفت در حالی که به تنهایی زندگی می کرد. این دو دختری به نام کیتی لوکاس و پسری به نام جت لوکاس هستند که به ترتیب در سال 1988 و 1993 به فرزند خواندگی پذیرفته شدند.

3- رابرت دنیرو

پیری و معرکه گیری! ستاره‌هایی که در سنین بالا پدر شدند

رابرت دنیرو در طول سال های فعالیت خود به عنوان یک بازیگر سرشناس 6 بار پدر شده است. در سال 1997، وی با همسر دومش گریس های تاور ازدواج کرد و این دو خیلی زود صاحب پسری به نام الیوت شدند. اگر چه این دو در سال 1999 از هم جدا شدند اما در سال 2004 بار دیگر با هم ازدواج کردند. این دو از طریق رحم اجاره ای در دسامبر 2011 صاحب دختری به نام هلن گریس شدند. در آن زمان دنیرو 68 سال و همسرش نیز 56 سال سن داشتند.

2- التون جان

پیری و معرکه گیری! ستاره‌هایی که در سنین بالا پدر شدند

التون جان تا زمانی که سنش از 60 سال گذشت به فکر تشکیل خانواده نیفتاده بود. جان در سال 2010 با استفاده از رحم اجاره ای برای اولین بار صاحب فرزند پسری به نام زاخاری جکسون لوون شد و در آن زمان التون 63 سال داشت. سه سال بعد، دومین فرزند التون جان به نام الیجا جوزف دانیل با همان روش قبلی و با استفاده از رحم اجاره ای همان زن قبلی بدنیا آمد.

1- مایکل داگلاس

پیری و معرکه گیری! ستاره‌هایی که در سنین بالا پدر شدند

مایکل داگلاس از همسرش کاترین زتا جونز دارای دو فرزند است. این دو تولد اولین فرزندشان که پسری به نام دیلان مایکل است را چند ماه قبل از ازدواج رسمی شان در سال 2000 جشن گرفتند. در آن دوران مایکل داگلاس 56 سال سن داشت. دختر آن ها با نام کاریس زتا نیز در سال 2003 بدنیا آمد. بر اساس گفته های مایکل داگلاس، فرزندان او نیز قصد دارند پا جای پای پدر و مادرشان بگذارند. وی در این باره چنین گفته است:"پسر و دخترم هر دو می خواهند که وارد این حرفه شوند. آن ها می خواهند بازیگر شوند و من به آن ها گفته ام که باید منتظر عکس العمل های منفی باشند. این همان چیزی است که من همیشه به کسانی که می خواهند وارد این حرفه شوند گفته ام. شما باید بتوانید از خود حرکتی نشان دهید و بدون توجه به مسایل منفی به مسیر خود ادامه بدهید".


موضوع: پیری و معرکه گیری! ستاره‌هایی که در سنین بالا پدر شدند

مطالب مرتبط:
راز ازدواج موفق دو بازیگر معروف هالیوودی
چهره‌های‌ سرشناسی که پس از مرگ به شهرت رسیدند
دوستی ستاره‌ها با خانواده‌ سلطنتی
ستاره‌هایی که آلرژی دارند

تیفانی ،دختر کوچک و مرموز دونالد ترامپ

$
0
0
چکیده: 

تیفانی ترامپ چهارمین فرزند رییس جمهور پرحاشیه و جمهوری خواه کنونی ایالات متحده است اما بدور از جنجال های دیگر فرزندان پدر و بدون استفاده از نام و ثروت خانواده ترامپ زندگی کرده و حتی با یک دموکرات نامزد کرده است.

تیفانی ،دختر کوچک و مرموز دونالد ترامپ

تیفانی ترامپ چهارمین فرزند رییس جمهور پرحاشیه و جمهوری خواه کنونی ایالات متحده است اما بدور از جنجال های دیگر فرزندان پدر و بدون استفاده از نام و ثروت خانواده ترامپ زندگی کرده و حتی با یک دموکرات نامزدی کرده است. وی برخلاف دیگر فرزندان دونالد ترامپ، تا قبل از انتخاب شدن او به عنوان رییس جمهور ایالات متحده کمتر شناخته شده بود و زندگی بی حاشیه ای همراه با مادرش و بدور از خانواده جنجالی ترامپ داشت. به همین دلیل شاید کمتر کسی اطلاعات کافی در مورد این دختر اکنون مشهور داشته باشد و ما در ادامه این مطلب قصد داریم شما را با کمتر شناخته شده ترین چهره خانواده ترامپ آشنا کنیم.

نام او برگرفته از یک مغازه جواهرفروشی است

تیفانی ،دختر کوچک و مرموز دونالد ترامپ

نام تیفانیترامپ که در سال 2017 تولد 24 سالگی اش را جشن گرفت از یک جواهرفروشی مشهور در نیویورک به نام «Tiffany & Co» گرفته شده است. این جواهرفروشی در سال 1961 و به خاطر کمدی عاشقانه آدری هپبورن با نام «صبحانه در تیفانی» مشهور شد. دونالد ترامپ نیز برج معروف ترامپ خود را در کنار این بوتیک مشهور در سال 1982 ساخت.

او دختر مادرش است

تیفانی تنها فرزند دونالد ترامپ از همسر دومش، مارلا مپلز می باشد و بر اساس مصاحبه ای که با اپرا وینفری انجام داده، تیفانی گفته که به شدت به مادر خود وابسته است. تیفانی که در کالیفرنیا بزرگ شده در این برنامه چنین می گوید:"من و مادرم همیشه رابطه بسیار نزدیکی داشته ایم زیرا او از کودکی مرا به تنهایی بزرگ کرده است. دوستان و هر کسی که من می شناسم می گویند که اوه تو و مادرت رابطه بسیار خوبی با هم دارید. او بیشتر اوقات در کنار من است؛ از این رو بسیاری از افراد این موضوع را تعجب آور می دانند". تیفانی از تماشاگران برنامه مسابقه ای «رقص با ستارگان» خواسته بود که به مادر او رأی بدهند اما مپلز در سال 2016 از این مسابقه حذف شد.

او بدور از جنجال رسانه ای بزرگ شده است

علیرغم این که وی در یک محله معروف و ثروتمند بزرگ شده است و اسم خانوادگی بسیار مشهوری نیز دارد، تیفانی بیشتر دوران کودکی را بدور از جنجال های رسانه ای و کانون توجه آن ها گذراند و تمام این موفقیت را مرهون تلاش های مادرش است. وی در مصاحبه ای در این باره چنین گفته است:"او ما را از نیویورک بیرون برد تا از مرکز توجه خارج شویم و به من اجازه داد که به جای این که در سایه یک نام بزرگ شوم و یا در کودکی با چنان فشاری بزرگ شوم، در خلوت رشد کرده و هویت مستقل خودم را داشته باشم. از این رو او می خواست که من فرصتی برای داشتن یک زندگی کودکانه نرمال داشته باشم، نرمال بودن به اندازه ای که امکان داشت. و به نظرم در این کار موفق عمل کرده است".

تیفانی ،دختر کوچک و مرموز دونالد ترامپ

او در کنار کارداشیان ها بزرگ شده است

تیفانی در کالاباساس در کالیف بزرگ شده که بسیاری می دانند محل زندگی خانواده جنجالی و مشهور کارداشیان هاست. طبیعتاً گاه گاهی نیز مسیر تیفانی با کارداشیان ها یکی می شد و وی در این باره چنین گفته است:"ما کارداشیان ها را می شناختیم البته کمی. البته مادرم با کریس دوست بود و او نیز زن فوق العاده ای بود. ما قبل از این که برنامه تلویزیونی مربوط به کارداشیان ها شروع شود در همان حوالی زندگی می کردیم". همچنین وی گفته است که با کندال جنر به یک مدرسه می رفته است.

او در دانشگاه محل تحصیل پدرش درس خوانده است

تیفانی نیز در دانشگاهی که پدرش در آن درس خوانده، دانشگاه پنسیلوانیا، تحصیل کرده است. او در رشته های جامعه شناسی و مطالعات شهری مدرک کارشناسی خود را از این دانشگاه مشهور دریافت کرده است. دونالد ترامپ در مصاحبه ای در سال 2014 اعلام کرد که نمرات دخترش در این دانشگاه همه عالی بوده اند و وی به این موضوع افتخار می کند. تیفانی در ماه می 2016 در کنار پدر و مادرش فارغ التحصیل شدنش را جشن گرفت.

تیفانی ،دختر کوچک و مرموز دونالد ترامپ

او به سمت موسیقی پاپ رفته است

قبل از این که تیفانی تمرکزش را به سمت تحصیل در دانشگاه تغییر دهد، شانسش را در دنیای موسیقی آزمود. در سال 2011، او اولین آهنگ تک خوانی خود با نام «مانند یک پرنده» را خواند. این آهنگ موفقیت چندانی کسب نکرد و اولین و تنها آهنگی بود که او خواند. وی در مصاحبه با اپرا وینفری در این باره چنین گفته است:"من عاشق موسیقی هستم. موسیقی همواره برای من دوست داشتنی بوده است. این یک علاقه عمیق و شدید است. اکنون دیگر بیشتر به یک تفریح تبدیل شده اما شاید در سال های آینده تصمیم بگیرم که در این حوزه وارد مرحله حرفه ای شوم".

تیفانی ،دختر کوچک و مرموز دونالد ترامپ

او از اعضای گروه «فرزندان ثروتمند اینستاگرام» است

تیفانی عضو یک گروه خاص در اینستاگرام است که به آن ها «فرزندان ثروتمند اینستاگرام» (Rich Kids of Instagram) می گویند. این گروه در اینستاگرام عکس هایی از خود در حال لذت بردن از یک زندگی مفرح و شاد که تنها برای افراد مشهور و ثروتمند ممکن است منتشر می کنند. از دیگر کسانی که در این گروه عضویت دارند می توان به کایرا کندی، دختر رابرت اف کندی جونیور؛ اندرو وارن، نوه دیوید وارن طراح مد معروف؛ گایا ماتیس، نوه ی هنری ماتیس نقاش معروف فرانسوی و تعدادی دیگر از فرزندان چهره های ثروتمند و معروف جهان اشاره کرد. البته از زمانی که دونالد ترامپ به ریاست جمهوری ایالات متحده انتخاب شده، از فعالیت تیفانی در این گروه و زرق و برق عکس هایش کاسته شده است.

او به پدرش رأی داده است

علیرغم تمامی اتهاماتی که علیه پدرش در زمینه رفتار و صحبت هایش نسبت به زنان وجود داشت اما تیفانی در طول دوران رقابت های انتخاباتی ریاست جمهوری ایالات متحده از پدر خود حمایت کرده و چهره متفاوتی را از او ارایه کرد. او در سخنانی گفت که پدرش "بیشترین ایمان را دارد که ما زنان می توانیم هر کاری که در ذهنمان می سازیم را می توانیم انجام دهیم، درست مانند مردان، حتی اگر بهتر از آن ها نباشیم". همچنین وی در آوریل 2016 در مصاحبه ای در مورد پدرش چنین گفت:"من واقعاً حس می کنم که پدرم بهترین پدر و بهترین شوهری است که می توانست باشد".

او در زمینه مدلینگ فعالیت می کند

تیفانی در فوریه 2016 اولین بار در نیویورک روی صحنه رفت و اولین تجربه خود را در دنیای مدلینگ کسب نمود. وی در این مراسم برای اندرو وارن که عضوی شناخته شده از همان گروه اینستاگرامی مشهور است به روی صحنه رفته و عملکرد مناسبی داشت. همچنین تیفانی در چندین مجله و تبلیغات برای این خط تولید حضور یافته و معمولاً در طول شب لباس های ورزشی طراحی شده توسط اندرو وارن را به تن می کند.

او رابطه نزدیک با ایوانکا دارد

تیفانی و خواهر ناتنی اش ایوانکا بسیار به هم نزدیک هستند. ایوانکا در مصاحبه ای در مورد رابطه اش با خواهر کوجکتر خود چنین گفته است:"ما در تمامی تعطیلات همدیگر را می بینیم و اغلب پای صحبت هم می نشینیم. او خواهر کوچولوی من است! من در تمام طول زندگی تیفانی رابطه نزدیکی با او داشته ام و واقعا به او عشق می ورزم". از زمانی که تیفانی از دانشگاه فارغ التحصیل شده و به نیویورک بازگشته، رابطه این دو بیشتر نیز شده است. ایوانکا در این باره نیز گفته است:"این موضوع بسیار حیرت انگیز است زیرا او همین جا در نیویورک است. او در برخی تعطیلات به من [و همسرم جارد کوشنر در خانه ییلاقی مان] می پیوندد و او همیشه با فرزندان من بازی می کند. او انسان بسیار مهربان و دوست داشتنی است".

تیفانی ،دختر کوچک و مرموز دونالد ترامپ

او می خواهد تحصیلاتش را در رشته حقوق ادامه دهد

به گفته روزنامه نیویورک تایمز، تیفانی اکنون در حال آماده سازی خود برای شرکت در امتحانات ورودی رشته حقوق است که این موضوع به هیچ وجه باعث تعجب دوستانش نشده است. یکی از دوستان او در این مورد گفته که ورود به رشته حقوق برای تیفانی کاملاً طبیعی است زیرا تیفانی یک دانشجوی باهوش و توانمند است که می تواند خود را در این عرصه ثابت کند. وی گفته که یک مدرک حقوق می تواند اعتبار کنونی این خانواده را بیش از پیش بهبود بخشد. تیفانی خود در مصاحبه ای در این مورد چنین گفته است:"من واقعاً به دنیای مد و لباس و تکنولوژی علاقمندم و در واقع می خواهم در جایی باشم که نوآوری و خلاقیت وجود داشته باشد، جایی که بتوانم تغییر ایجاد کنم و حرفی برای گفتن داشته باشم". گفته می شود که وی به زودی وارد دانشکده حقوق خواهد شد.

وی برای بدست آوردن شغل تلاش می کند

اگر چه تیفانی قصد دارد وارد دانشکده حقوق شود اما این موضوع او را از تلاش برای بدست آوردن یک شغل دلخواه منصرف نکرده است. مادرش در آوریل 2016 اعلام کرد که تنها دخترش اخیراً برای اولین بار مصاحبه ای کاری داشته است. مپلز در این باره چنین گفته است:"او باید به نیویورک می رفت... این فوق العاده است. در ابتدا به صورت غریزی می خواستم به او بگویم که احساس بدی دارم که نمی توانم آنجا در کنار تو باشم. اما به هر ترتیب فکر نمی کنم که بتوانم در آن موقعیت در کنار او باشم. شاید او از این که من آنجا نیستم خوشحال است زیرا من به او خواهم گفت: می توانم تو را تا آنجا همراهی کنم؟ غذا خورده ای؟ باید مطمئن شویم که ابتدا به اندازه کافی غذا خورده باشی!".

تیفانی از پروازهای درجه یک استفاده نمی کند

این که اسم خانوادگی او ترامپ است بدین معنا نخواهد بود که تیفانی همیشه بهترین چیزها را برای خود انتخاب می کند. به گفته یکی از دوستانش او هنگام مسافرت همیشه از پروازهای اکونومی استفاده می کند مگر این که همراه پدرش باشد. وی گفته که در سفر به فیلادلفیا همراه با تیفانی در قسمت انتهایی هواپیما نشسته بودند که برای دختر دونالد ترامپ مناسب به نظر نمی رسد. همچنین وی گفته که تیفانی از خریدن لباس هایی که تخفیف خورده اند نیز ابایی ندارد.

وی دیگر فرزند دورافتاده و مطرود خانواده ترامپ نیست

اگر چه بعد از انتخاب شدن دونالد ترامپ به ریاست جمهوری ایالات متحده، تیفانی نیز بسیار مورد توجه رسانه ها قرار گرفته و به شهرت رسیده اما بسیاری از رسانه ها او را غریبه ای در میان دیگر فرزندان دونالد ترامپ می دانند. با این وجود وی اخیراً پس از فارغ التحصیلی از دانشگاه مدت بیشتری را در کنار پدر و برادر و خواهرانش گذرانده و به محل کار پدرش می رود و به تماشای نحوه کار کردن او می نشیند. البته او تنها نفر خانواده و فرزندان ترامپ است که در میان اعضای 12 نفره کمیته اجرائی کاخ سفید پس از روی کار آمدن دونالد ترامپ اسمی از او دیده نمی شد و شاید این موضوع بدین معنا باشد که وی هنوز نتوانسته به جایگاهی برابر با دیگر فرزندان خانواده ترامپ دست یابد.


موضوع: تیفانی ،دختر کوچک و مرموز دونالد ترامپ

مطالب مرتبط:
لباس های جنجال برانگیز ملانیا ترامپ
با مهمترین اعضای خانواده‌ی «ترامپ» آشنا شوید
درباره‌ خاندان ترامپ ؛یک خانواده‌ی معمولی در آمریکا!
"دونالد ترامپ"کیست؟

اقبال لاهوری ؛شاعر مشرق زمین

$
0
0
چکیده: 

اقبال لاهوری، شاعری بلند آوازه و سیاستمداری اسلام‌گرا است که تلاش‌های بی‌وقفه او راه را برای آزادی مسلمانان هند باز کرد.

اقبال لاهوری ؛شاعر مشرق زمین

اقبال لاهوری شاعر و متفکر بزرگ جهان اسلام و از قهرمانان شبه قاره هند و پاکستان است که برای آزادی و استقلال مسلمانان در راه هدف خود پیروزمندانه مبارزه کرد. وی در 22 فوریه 1877 در خانه‌ای کوچک در محله کشمیران شهر «سیالکوت» در ایالت «پنجاب» به دنیا آمد.

اقبال لاهوری ؛شاعر مشرق زمین

کودکی اقبال

«محمد رفیق» پدر بزرگ اقبال، یکی از ساکنان روستای «لوهار» بود که به اتفاق 3 برادرش از «کشمیر» زادگاه آبا و اجدادی خویش هجرت کرد و در شهر سیالکوت هند اقامت گزید. «نور محمد» پدر اقبال که در زمان تولد فرزندش در شهر سیالکوت مشغول امور بازرگانی بود، به جهت علاقه شدیدی که به اسلام داشت فرد بسیار متدینی شناخته می‌شد.

اقبال در مکتب‌خانه، نخست قرآن را آموخت و سپس در دبستان درخشندگی خاصی ازخود نشان داد و در دوره دبستان به دریافت جوایز متعددی نیز نائل شد و در همین زمان بود که توجه یکی از دوستان پدر اقبال به نام «شمس العلما» که به شغل معلمی اشتغال داشت به اقبال جلب شد.

طبق نوشته «احمد سروش» در مقدمه «کلیات اقبال لاهوری»، اولین سروده‌هایی که از قلم اقبال تراوش کرد در دوران دبستان بود و وقتی که «مولوی میر حسین» اشعار اقبال را مشاهده کرد به او توصیه نمود بجای اینکه به سبک محلی شعر بسراید به زبان اردو شعر بگوید.

اقبال لاهوریپس از سپری کردن دوره دبستان برای گذراندن دوره متوسطه وارد «اسکاچ مشن کالج» شد و در همین ایام بود که برخی از غزلیات خود را برای تصحیح نزد شاعر معروف اردو که به «داغ» تخلص داشت می‌فرستاد و استادش پس از چند مرتبه تصحیح به صراحت نوشت که «اشعار اقبال محتاج به رسیدگی نیست» و بعدها که اقبال شهرت پیدا کرد، استادش با افتخار در همه جا ذکر می‌کرد که «اشعار اقبال را من تصحیح می‌کردم.»

ورود اقبال به لاهور و ادامه تحصیلات

محمد اقبال بعد از اینکه تحصیلات خود را در زادگاه خود به اتمام رساند، برای ادامه تحصیل به شهر لاهور رفت و مهاجرت از زادگاهش نقطه عطف و روزنه جدیدی در زندگی اقبال ایجاد کرد. همزمان با ورود اقبال به لاهور، این شهر به سرعت در حال توسعه و پیشرفت بود و به تدریج داشت به یک مرکز فرهنگی مهم در شبه قاره تبدیل می‌شد و در همین ایام بود که زبان اردو جانشین زبان فارسی شده بود و مراکز ترویج زبان اردو به شدت در حال شکل‌گیری و رشد بود.

در همین دوران اقبال اشعار خود را در انجمن ادبی شهر لاهور به زبان اردو می‌خواند و خیلی زود به چهره‌ای معروف در لاهور تبدیل شد و جراید لاهور مرتب با او تماس می‌گرفتند و از او درخواست داشتند تا اشعار او را در نشریات خود منتشر کنند. اقبال در کنار شعر و نویسندگی در لاهور، تحصیلات خود را در دانشگاه این شهر ادامه داد و در سال 1897 لیسانس خود را گرفت و جایزه‌ای نیز در همین سال دریافت کرد.

آشنایی اقبال با «توماس آرنولد»

پس از دریافت لیسانس، وی توجه خود را به رشته فلسفه و تمدن مغرب زمین و روش مطالعه و تحقیق انتقادی معطوف ساخت و 2 سال بعد نیز در رشته فلسفه، فوق لیسانس خود را دریافت کرد. در همین زمان بود که با پروفسور توماس آرنولد آشنا شد و به شدت تحت تأثیر او قرار گرفت و این تأثیر همانند تأثیر مولوی میرحسن در شهر سیالکوت بود. با توجه به نفوذ مولوی میرحسن در اقبال که باعث بصیرتی عمیق در قلب و روح اقبال به فرهنگ اسلامی شد، آشنایی با توماس آرنولد نیز باعث شد تا با فرهنگ و تفکر غرب آشنا شود. در همین دوران اقبال در سرودن شعر استعدادی شگرف از خود نشان داد و در ژوئن 1903 در حالی که شهرت شاعری پیدا کرده بود در دانشکده دولتی لاهور به عنوان استاد یار مشغول تدریس شد و آثار جاودانی از خود به زبان فارسی به یادگار گذاشت.

تحصیل در دانشگاه «کمبریج»

اقبال به تدریج با توماس آرنولد دوستی عمیقی پیدا کرد و به توصیه او در سال 1905 برای ادامه تحصیل عازم اروپا شد و در انگلستان تحصیلات خود را در دانشگاه کمبریج ادامه داد. طبق مقررات دانشگاه کمبریج او ابتدا وارد دانشکده تربیتی شد و در نوامبر سال 1097 لیسانس خود را از این دانشگاه دریافت کرد و تحت سرپرستی پروفسور «نیک تیگرت» بر روی موضوع «مابعدالطبیعه در ایران» شروع به تحقیق کرد.

تحول و تضارب فکری در احوال اقبال

اقبال در اواخر دوران اقامت در اروپا دچار کشمکش و تصادم فکری عظیمی شد، و مردد بود که آیا به زندگی عملی بپردازد و یا حیات فکری و عملی خود را ادامه دهد. در این کشمکش درونی اقبال به این نتیجه رسید که وحدت وجود صوفیانه علت اصلی عقب ماندگی مسلمانان شده است و تصمیم گرفت که شعر و شاعری و کارهای علمی خود را ترک کند و به زندگی و کارهای عملی بپردازد.

دوستان اقبال او را از این کار منع کردند و وی را تشویق می‌کردند که همچنان به سرودن اشعار و زندگی علمی و تحقیقی خود ادامه دهد. با هدایت «سرعبدالقادر» و «توماس آرنولد» سرانجام اقبال متقاعد شد که همچنان به شعر و شاعری و کارهای علمی خود بپردازد، چرا که اگر اقبال از زندگی علمی و فکری و سرودن شعر دست می‌کشید، عالم اسلام و جهان بشریت دچار خسران بزرگی می‌شد.

هر چند اقبال در تمام دوران زندگی خود و حتی تا نیم ساعت قبل از مرگ خود به سرودن و شعر گفتن ادامه داد و حتی با آنکه او شاعری توانمند بود، ولی هدف او از شعر هیچگاه تدوین منظومه‌های شعری و نشان دادن فصاحت بیان نبود و او فقط می‌خواست با زبان شعر نظریات دینی و اجتماعی خود را بیان کند.

اقبال لاهوری ؛شاعر مشرق زمین

تأثیر حافظ و مولوی بر اقبال

این شاعر بزرگ پارسی‌گوی به مولانا جلال‌الدین محمد بلخی و حافظ شیرازی، ارادتی خاص داشت چنان که خود نوشته است: «هر وقت ذوق و قوه تفکر من اوج می‌گرفت روح حافظ در من جلوه می‌نمود و من خود حافظ می‌شدم.» و درباره مولانا هم می‌گوید: مولوی مرا با خود آشنا کرد و با او بود که خود را یافتم. اقبال پس از دریافت درجه استادی از دانشگاه کمبریج، راهی آلمان شد و در دانشگاه مونیخ تحصیلات خود را ادامه داد و بعد از دریافت دکترا مدتی در لندن به تدریس زبان عربی پرداخت و یک سال بعد راهی لاهور شد و در آنجا به وکالت پرداخت و از کارهای دیگر دست کشید.

ورود به سیاست

سال 1911 سال سرنوشت‌سازی در تفکرات اقبال بود، چرا که می‌دید انگلستان با مسلمانان در شبه قاره، مثل برده رفتار می‌کند و آنها را عقب‌مانده نگه داشته است. این شاعر متفکر در این زمان شعر «شکوه» را سرود و در انجمن حمایت اسلام لاهور قرائت کرد و یک سال بعد اقبال به عنوان یکی از مهم‌ترین رهبران فکری مسلمانان شبه قاره هند ظاهر شد و با طرح دیدگاه‌های خود در خصوص مسلمانان و راه‌های برون رفت از مشکلات، مسلمانان را به اتحاد دعوت کرد.

فعالیت های سیاسی و اجتماعی

در سال 1927 دوستان اقبال او را وادار کردند که گام‌هایی عملی در صحنه سیاست بردارد و اقبال توانست اولین حضور جدی خود را در صحنه سیاست با حضور در مجلس شورای ایالتی پنجاب بردارد و در سال 1930 نیز به ریاست حزب «مسلم لیگ» انتخاب شد و در سال‌های بعد نیز در چندین دوره ریاست این حزب را تجربه کرد. اقبال به نمایندگی مسلمانان هند به اتفاق مولوی «شوکت علی» در اولین کنگره اسلامی فلسطین که در شهر «بیت المقدس» برگزار شد نیز شرکت کرد و در یک سخنرانی پرشور که شخصیت‌های مهمی چون «آیت الله کاشف الغطا» از مراجع بزرگ شیعیان نیز در آن جا حضور داشت، درباره علل عقب‌ماندگی مسلمانان نظرات خود را مطرح کرد.

اقبال به‌سرعت به عنوان یکی از رهبران و پیشروان عمده مسلمان شبه ‌قاره هند و از کسانی که خواهان استقلال پاکستان بودند، مورد توجه قرار گرفت و به‌ عنوان رهبر مسلمانان هند، خواهان استقلال پاکستان شد و از فکر تشکیل پاکستان حمایت کرد و گام‏‌های بلندی در جهت نجات مسلمانان هند برداشت. هر چند اقبال توفیق آن را نداشت که خود کشور مستقل پاکستان را نظاره کند، ولی نظریه او موجبات تشکیل کشور مستقل مسلمانان را فراهم کرد و محمد علی جناح، رهبر مسلمانان شبه قاره هند با پیگیری و تلاش فراوان موجب تشکیل یک کشور مسلمان و مستقل شد. بسیاری از صاحبنظران پاکستانی، اقبال لاهوری را بنیان‏گذار اصلی پاکستان می‌‏دانند و بر این باورند که تلاش‌های او بود که راه را برای مسلمانان به رهبری محمد علی جناح فراهم کرد که کشور مستقل پاکستان را بنیان گذارد.

سفر به افغانستان

در سال 1933 دولت افغانستان از اقبال دعوت کرد که برای مشاوره در تجدید سازمان دانشگاه کابل به این کشور سفر کند. اقبال که برای مردم و دولت افغانستان به خاطر به دست آوردن استقلال کشور خود و آزادی از زیر یوغ استعمار انگلیس احترام خاصی قائل بود، این دعوت را پذیرفت و به شهرهای مختلف افغانستان سفر کرد و در شهر غزنی بر مزار «سلطان محمود غزنوی» اشک ریخت.

آثار اقبال لاهوری

محمد اقبال لاهوری بدون شک یکی از نوابغ دوران معاصر به شمار می‌رود. و در تمامی آثار اقبال، جهان‌بینی دینی او که انسان را خلیفه خداوند بر روی زمین می‌داند و عشق به پیامبر اسلام و خاندان مطهرش در بیشتر آثار وی موج می‌زند، گواهی بر این مدعا است. از اقبال آثاری مهمی به زبان فارسی، اردو و انگلیسی تا کنون منتشر شده است که از مهم‌ترین آثار او که به صورت شعر و به زبان فارسی منتشر شده است، می‌توان به «اسرار خودی»، «رموز بیخودی»، «پیام مشرق»، «ارمغان حجاز»، «جاوید نامه»، «پس چه باید کرد ای اقوام شرق»، اشاره کرد که این آثار با نام «کلیات اقبال لاهوری» در ایران و افغانستان منتشر شده است.

«احیای فکر دینی در اسلام» نیز یکی از مهم‌ترین آثار اقبال به شمار می‌رود که این کتاب به زبان انگلیسی نوشته شده و ترجمه فارسی این کتاب و کتاب «سیر حکمت در ایران» که آن نیز به زبان انگلیسی است، در ایران نیز منتشر شده است. «بانگ درا»، «بال جبرئیل»، «ضرب کلیم» نیز از آثار اردوی اقبال لاهوری است.

فوت اقبال

بیماری کلیه در سال 1924 به سراغ اقبال آمد، اما طبیب مشهور هندی حکیم «عبدالوهاب انصاری» اقبال را معالجه کرد و حدود 10 سال دیگر اقبال از سلامتی برخوردار بود، ولی از سال 1934 به بیماری‌های مختلفی مثل کم‌شنوایی و کم‌بینی چشم دچار شد و به تدریج دچار کسالت ممتدی شد و سر انجام در 21 آوریل 1938 در سن 66 سالگی از دنیا رفت و پیکرش در جوار «مسجد پادشاهی لاهور» به خاک سپرده شد.

اقبال نیم ساعت قبل از مرگ این ابیات را سرود:

سرور رفته باز آید که ناید

نسیمی از حجاز آید که ناید

سر آمد روزگار این فقیری

دگر دانای راز آید که ناید

 


موضوع: اقبال لاهوری ؛شاعر مشرق زمین

مطالب مرتبط:
یکم اردیبهشت، روز سعدی مبارک
بیوگرافی ریزعلی خواجوی معروف به دهقان فداکار
بیوگرافی ویلیام شکسپیر شاعر و نویسنده انگلیسی
بیوگرافی مهاتما گاندی ،رهبر سیاسی و معنوی هندی ها

با ثروتمندترین پادشاهان و شاهزادگان کنونی جهان آشنا شوید

$
0
0
چکیده: 

آیا ثروتمندترین پادشاهان و شاهزادگان کنونی جهان را می شناسید؟! همه فکر می کنند که بدنیا آمدن در یک خانواده سلطنتی به معنای در دست داشتن بلیط رسیدن به قدرت و ثروت است و صادقانه بگوییم که این تفکر کاملاً درست است.

با ثروتمندترین پادشاهان و شاهزادگان کنونی جهان آشنا شوید

آیا ثروتمندترین پادشاهان و شاهزادگان کنونی جهان را می شناسید؟! همه فکر می کنند که بدنیا آمدن در یک خانواده سلطنتی به معنای در دست داشتن بلیط رسیدن به قدرت و ثروت است و صادقانه بگوییم که این تفکر کاملاً درست است. طبقات بالای جوامع آریستوکرات نیز امروزه وجود داشته و همچنان با در دست داشتن کنترل کشورها یا ثروتی قابل توجه از قدرت بالایی برخوردارند. شاید فکر می کنید پادشاهان،شاهزاده ها و اعضای خانواده های سلطنتی که همواره اسمشان را در رسانه ها می شنوید ثروتمندترین پادشاهان و شاهزادگان جهان هستند در حالی که کاملاً در اشتباه هستید.

برای مثال اعضای خانواده سلطنتی بریتانیا که مشهورترین خاندان سلطنتی در جامعه کنونی جهان به شمار می آیند در میان 10 خانواده ثروتمند سلطنتی جهان قرار نمی گیرند. بدین ترتیب در ادامه این مطلب قصد داریم شما را با 10 نفر از ثروتمندترین پادشاهانو شاهزادگان کنونی جهان آشنا کنیم که بسیاری از آن ها برای شما ناشناخته هستند.

10- شاهزاده کریم الحسینی آقاخان

ثروت تقریبی: 800 میلیون دلار

با ثروتمندترین پادشاهان و شاهزادگان کنونی جهان آشنا شوید

بله کاملاً درست می بینید و شاهان و شاهزادگان برای ورود به این فهرست باید دستکم 800 میلیون ثروت داشته باشند. شاهزاده کریم الحسینی آقا خان رهبر شیعیان اسماعیلی جهان (فرقه نزاریه) است که یک تاجر و سرمایه گذار شناخته شده بوده و علاقه خاصی به پرورش اسب دارد. وی لقب مذهبی خود را از پدربزرگش به ارث برده و مالک صدها اسب مسابقه ای، مزارع پرورش اسب و حتی قایق های مسافرتی بزرگ است. همچنین وی موسس و رییس شبکه توسعه آقاخان است و جدای از آن سالانه صدها میلیون دلار عشریه از جانب پیروان اسماعیلی دریافت می کند که در واقع سهمی از ثروت و درآمد پیروان این فرقه است که سالانه به امام فرقه پرداخت می شود. با این وجود وی برخلاف عرف مرسوم بر هیچ کشور یا سرزمینی حکومت نمی کند و دامنه حکومت وی بیشتر مذهبی و عرفانی است.

9- قابوس بن سعید آل سعید

ثروت تقریبی: 900 میلیون دلار

با ثروتمندترین پادشاهان و شاهزادگان کنونی جهان آشنا شوید

قابوس بین سید آل سید که همه او را با نام سلطان قابوس می شناسند پادشاه عمان است که از سال 1970 و پس از کنار زدن پدرش به قدرت رسید. به عنوان چهاردهمین نواده از سلسله آل بو سعیدی،حکومت او در عمان کاملاً پادشاهی است اما اجازه انتخابات پارلمانی را داده و به نوعی یک حکومت پادشاهی با تفکرات مدرن و دموکراتیک تر نسبت به دیگر کشورهای پادشاهی شناخته می شود. وی در سال 1976 با دخترعمویش کامیلا ازدواج کرده .و بعد از مدت کوتاهی از هم جدا شدند و سلطان قابوس بعد از آن دیگر ازدواج نکرد. بدین ترتیب وی نه تنها به عنوان یکی از ثروتمندترین پادشاهان جهان شناخته می شود بلکه یکی از ثروتمندترین پادشاهان مجرد دنیا نیز به شمار می آید.

8- شاهزاده آلبرت دوم

ثروت تقریبی: 1 میلیارد دلار

با ثروتمندترین پادشاهان و شاهزادگان کنونی جهان آشنا شوید

آلبرت الکساندر لوییس پیر گریمالدی شاه موناکو به شمار می آید که در سال 1995 به این مقام رسید. وی نوه گریس کلی، بازیگر سرشناس هالیوودی است که پس از ازدواج با شاهزاده رانیه سوم به عنوان ملکه کلی دست یافت.وی نیز سبک پدرش را در انتخاب همسر انتخاب کرده و در سال 2011 با یک شناگر اهل آفریقای جنوبی به نام شارلن ویتستوک ازدواج کرد و از او دارای دو فرزند شد. به عنوان شاهزاده موناکو، وی صاحب زمین های زیادی در فرانسه و موناکو بوده و کازینوهای زیادی را در تملک دارد. اگر چه موناکو کوچک ترین کشور جهان است اما پادشاه این کشور از ثروت قابل توجهی برخوردار می باشد.

7- شاه محمد ششم

ثروت تقریبی: 2.1 میلیارد دلار

با ثروتمندترین پادشاهان و شاهزادگان کنونی جهان آشنا شوید

شاه محمد ششم، پادشاه کنونی مراکش است که از همان بدو تولد به عنوان ولیعهد و وارث تاج و تخت در این کشور تبدیل شد. وی از همان دوران کودک در ناز و نعمت فراوان بزرگ شده و سبک زندگی مجللی داشته است. شاه محمد تحصیلات عالیه داشته و وقتی که در سال 1999 به قدرت رسید در یک نطق تلویزیونی به مردم کشور خود قور داد که با فقر و فساد مبارزه کرده و در زمینه اشتغال زایی و حقوق بشر؛ رتبه مراکش را در جهان بهبود بخشد. وی تاکنون بر قول خود باقی مانده و لقب «مدافع فقرا» را بدست آورده است. با این وجود وی یکی از ثروتمندترین پادشاهان کنونی جهان است که بر اساس برآوردها روزانه یک میلیون دلار صرف نگهداری و اداره 12 قصر شخصی خود می کند.

6- هانس- آدام دوم

ثروت تقریبی: 3.5 میلیارد دلار

با ثروتمندترین پادشاهان و شاهزادگان کنونی جهان آشنا شوید

یوهانس آدام فردیناند آلویس جوزف ماریا مارکو دی آویانو پایوس ون اوند زو لیختنشتاین، که به نام شاهزاده لیختن اشتاین، دوک تروپائو، جاگرندورف، کنت ریتبرگ یا همان هانس- آدام دوم شناخته می شود به مدت 21 سال بر کشورش حکومت کرد بدون آن که کسی برای وی مزاحمتی ایجاد نماید. در سال 2004، وی وظایف روزانه پادشاهی خود را به پسرش واگذار کرد اما خود همچنان مقام پادشاهی کشور را حفظ نمود. به عنوان ثروتمندترین پادشاه اروپا و یکی از ثروتمندترین پادشاهان کنونی جهان، وی صاحب گروه سرمایه گذاری و بانکی LGT بوده و مالکیت یک مجموعه هنری بسیار باارزش را در اختیار دارد که به دلیل ارزش فراوان در موزه لیختن اشتاین وین نگهداری می شوند.

5- شاهزاده حاجی عبدالعظیم

ثروت تقریبی: 5 میلیارد دلار

با ثروتمندترین پادشاهان و شاهزادگان کنونی جهان آشنا شوید

شاهزاده حاجی عبدالعظیم بزرگ ترین فرزند سلطان حاجی حسن البلقیه می باشد. وی که یکی از 12 فرزند خانواده سلطنتی برونئی است در دانشگاه آکسفورد درس خوانده و به برگزاری مهمانی های پرهزینه و پر زرق و برق شهرت دارد. معمولاً مهمانان او در این مراسم سلبریتی های مشهوری مانند جنت جکسون، ماریا کری، جری هال، ماریسا تومی و پاملا اندرسون هستند و برای تامین هزینه مهمانی های اینچنینی باید ثروتی دستکم 5 میلیارد دلاری داشت.

4- شیخ خلیفه بن زاید آل نهیان

ثروت خالص: 18 میلیارد دلار

با ثروتمندترین پادشاهان و شاهزادگان کنونی جهان آشنا شوید

بین نفر پنجم و چهارم فهرست کنونی ثروتمندترین پادشاهان و شاهزادگان کنونی جهان فاصله بسیار قابل توجهی از لحاظ میزان ثروت وجود دارد. شیخ خلیفه بن زاید آل نهیان که پادشاه امارات متحده عربی و امیر ابوظبی است به خاطر علاقه اش به ورزش های سنتی امارات مانند اسب دوانی و شتر سواری شناخته می شود. وی از متحدان کشورهای غربی به شمار آمده و کشورش را با وارد کردن جدیدترین تکنولوژی ها و تاسیس بنیادهای تحقیقاتی مدرن به قطب گردشگری و تجاری جهان تبدیل کرده است. وی در سال 2014 دچار حمله قلبی شد اما گفته می شود که پس از جراحی حال او بهتر شده و از ثروت بیش از 18 میلیارد دلاری خود نهایت لذت را می برد.

3- حسن البلقیه موعزالدین والدوله

ثروت تقریبی: 20 میلیارد دلار

با ثروتمندترین پادشاهان و شاهزادگان کنونی جهان آشنا شوید

سلطان برونئی، حسن البلقیه از سال 1967 پادشاه کشورش بوده و بر امور این کشور تسلط کامل دارد. وی همزمان نیز نخست وزیر کشورش بوده و بیش از هر چیز به خودرو علاقه دارد. گفته می شود که او بین 3000 تا 6000 خودرو دارد و معمولاً خودروهای منحصر به فرد که بدست آوردن آن ها سخت است را می پسندد. البته وی به سفر زمینی علاقه چندانی ندارد به همین دلیل از بوئینگ 747 اختصاصی و لوکس خود برای سفرهایش استفاده می کند.

2- شاهزاده الولید بن طلال آل سعود

ثروت تقریبی: 20 میلیارد دلار

با ثروتمندترین پادشاهان و شاهزادگان کنونی جهان آشنا شوید

شاهزاده الولید بن طلال آل سعود یک سرمایه گذار سرشناس سعودی است که علاوه بر تجارت یکی از اعضای خانواده سلطنتی عربستان سعودی نیز هست و اخیراً در جریان تحقیقات مبارزه با فساد در این کشور دستگیر شده و پس از چند ماه آزاد گردید. وی برادرزاده سلطان عبدالله، پادشاه این کشور و نوه ابن سعود، اولین پادشاه عربستان می باشد. همچنین وی نوه ریاض الصلح، اولین نخست وزیر لبنان نیز هست. وی در گذشته به عنوان یکی از تاثیرگذارترین مردان جهان انتخاب شده و عکس او روی مجله تایمز رفته است. شاهزاده الولید مدیرعامل و سرمایه دار مطلق یک هلدینگ بزرگ سرمایه گذاری است که در زمینه های بانکداری و خدمات اجتماعی تا ساخت و مدیریت هتل های زنجیره ای، رسانه ها، سرگرمی،کشاورزی، پتروشیمی، هوانوردی؛ تکنولوژی و املاک فعالیت دارد. همچنین وی سرمایه گذار عمده News Corporation و مالک هتل جورج پنجم و هتل پلازا در فرانسه می باشد.

1- بومیپول آدولیاده

ثروت تقریبی: 30 میلیارد دلار

با ثروتمندترین پادشاهان و شاهزادگان کنونی جهان آشنا شوید

این پادشاه سالخورده لقب ثروتمندترین پادشاه جهان را در اختیار داشته و القاب فراوانی به او نسبت داده می شود. بومیپول آدولیاده، پادشاه تایلند، طولانی ترین دوران حکومت پادشاهی را در کشورش داشته و در حدود 68 سال متوالی بر تایلند حکومت کرده است. وی در سال 1946 به مقام پادشاهی کشور رسیده و حتی بیشتر از ملکه الیزابت حکومت کرده است. وی در سال 2016 سلطنت را به پسرش واگذار کرد و اگر 14 سال دیگر در این مقام باقی می ماند رکورد شاه سوبهوزای دوم، پادشاه سوازیلند که نزدیک به 83 سال بر کشورش حکومت کرد را می شکست. وی با داشتن ثروتی بالغ بر 30 میلیارد دلار ثروتمندترین پادشاه جهان به شمار می آید.

 


موضوع: با ثروتمندترین پادشاهان و شاهزادگان کنونی جهان آشنا شوید

مطالب مرتبط:
اقبال لاهوری ؛شاعر مشرق زمین
تیفانی ،دختر کوچک و مرموز دونالد ترامپ
پیری و معرکه گیری! ستاره‌هایی که در سنین بالا پدر شدند
چهره‌های‌ سرشناسی که پس از مرگ به شهرت رسیدند

سرنوشت لباس ستاره ها بعد از فرش قرمز

$
0
0
چکیده: 

از زمانی که ستاره ها روی فرش قرمز قدم می گذارند، تمام دوربین ها و نگاه مردم روی آنها زوم می شود، از این رو آنها باید بهترین لباس خود را به تن کنند تا بیش از همیشه به چشم آیند. اما ستاره ها لباس هایی که برای مهمترین مراسم زندگی شان به تن می کنند را چگونه انتخاب می کنند؟

سرنوشت لباس ستاره ها بعد از فرش قرمز

از زمانی که ستاره ها روی فرش قرمز قدم می گذارند، تمام دوربین ها و نگاه مردم روی آنها زوم می شود، از این رو آنها باید بهترین لباس خود را به تن کنند تا بیش از همیشه به چشم آیند. اما ستاره ها لباس هایی که برای مهمترین مراسم زندگی شان به تن می کنند را چگونه انتخاب می کنند؟

سرنوشت لباس ستاره ها بعد از فرش قرمز

البته این مراسم نه تنها برای ستاره ها، بلکه برای طراحان لباس نیز فرصتی ست تا برندشان را به تاثیرگذارترین روش ممکن تبلیغ کنند. در واقع برخی از برندها برای تبلیغات خود به ستاره ها پول می دهند تا لباس آنها را به تن کنند. این مبلغ بسته به شهرت آن ستاره، بین 100000 تا 250000 دلار متفاوت است.

برخی دیگر از ستاره ها، لباس، جواهرات یا کیف و کفش مورد علاقه شان را از طراحان مشهور قرض می گیرند. در این شرایط نه تنها آن فرد هزینه ای برای لباس نمی پردازد، بلکه تبلیغی هم برای آن برند کرده است. 

سرنوشت لباس ستاره ها بعد از فرش قرمز

اما چه اتفاقی برای این لباس های گران قیمت، پس از این که روی فرش قرمز درخشیدند، می افتد؟ آیا آنها برای مراسم های دیگری مورد استفاده قرار می گیرند یا این که تا ابد در کمد لباس خاک می خورند؟ شاید هم طراحان آنها را به خشکشویی برده و پس از تمییز شدن، به فرد دیگری می فروشد!

سرنوشت لباس ستاره ها بعد از فرش قرمز

آریانا ویسنر، یکی از طراحان مشهور هالیوودی، می گوید: «100% لباس ستاره هایی که روی فرش قرمز می پوشند، به طراحان شان برگردانده می شود. البته از حق نگذریم می شود گفت که حدود 99% آنها این گونه اند. البته در برخی مواقع خاص، طراحان لباس آنها را به ستاره ها هدیه می دهند. به عنوان مثال ورساچه لباس شب سبز رنگی که برای مراسم گرمی 2000 برای جنیفر لوپز طراحی کرد را به او هدیه داد.»

سرنوشت لباس ستاره ها بعد از فرش قرمز

اما برندهای دیگری چون دیور، لویی ویتون یا شنل، معمولا لباس هایشان را پس می گیرند و در آرشیوشان نگه می دارند. آیا تا به حال دیده اید که لباسی که بر تن ستاره ها روی فرش قرمز می درخشد و تیتر بسیاری از مجلات می شود را فرد دیگری پوشیده باشد؟ اما این مورد فقط برای برندهای لوکس صادق است. 

گاهی این امکان هم وجود دارد که ستاره ها یا طراحان، لباس هایی که ستاره ها تنها یک بار پوشیده اند را به حراج بگذارند. به عنوان مثال لباس نقره ای رنگ کیت هادسون در مراسم اسکار 2016 به قیمت 3325 دلار، به فروش رسید.

سرنوشت لباس ستاره ها بعد از فرش قرمز

در این صورت مشتریان می توانند آن را، از این جهت که دست دوم است، با قمیت بسیار پایین تری بخرند. البته مشتریان همیشه این شانس را ندارد که دقیقا همان لباسی که ستاره مورد علاقه شان به تن کرده را بپوشند. بلکه گاهی از روی همان مدل لباس، نمونه های دیگری تولید و روانه بازار می شود.

جدا از اینها، پوشیدن لباس های گران قیمت، دردسرهایی نیز دارد. از آنجا که لباس های لاکچری ستاره ها توجهات زیادی را به سمت خود جلب می کند، احتمال دزدیده شدن شان هم هست. به عنوان مثال، لباسی که لوپیتا نیونگو از برند کلوین کلین در مراسم اسکار به تن داشت، با وجود 6000 مروارید و به ارزش 150000 دلار، ربوده شد. گزارشات حاکی از آن است که این لباس، پس از مراسم، از هتلی که این ستاره در آن اقامت داشت، دزدیده شد اما در نهایت و به دلایل نامعلومی به او بازگردانده شد.

سرنوشت لباس ستاره ها بعد از فرش قرمز


موضوع: سرنوشت لباس ستاره ها بعد از فرش قرمز

مطالب مرتبط:
ستاره‌ها با تندیس‌ جوایزشان چه می‌کنند؟
چهره‌هایی که به صورت تصادفی مشهور شدند
با ۱۰ کاربر پردرآمد اینستاگرام آشنا شوید
چهره های مشهور و بدل‌هایشان!

مدل و لباس مهمانان عروس سلطنتی + پرنس هری و مگان مارکل ( دوک و دوشس ساسکس ) 2018

$
0
0
چکیده: 

شاهزاده هری، نوه ملکه بریتانیا، در تاریخ 19 مه با مگان مارکل ازدواج کرد. جشن عروسی آنها در کلیسای سنت جورج درویندزور و با حدود 800 نفر میهمان، برگزار شد. در میان میهمانان ستاره های زیادی حضور داشتند که در این مطلب تصاویری از مدل لباس، مو و آرایش آنها را برایتان آورده ایم.

مدل و لباس مهمانان عروس سلطنتی + پرنس هری و مگان مارکل ( دوک و دوشس ساسکس ) 2018 

شاهزاده هری، نوه ملکه بریتانیا، در تاریخ 19 مه با مگان مارکل ازدواج کرد. جشن عروسی آنها در کلیسای سنت جورج درویندزور و با حدود 800 نفر میهمان، برگزار شد. در میان میهمانان ستاره های زیادی حضور داشتند که در این مطلب تصاویری از مدل لباس، مو و آرایش آنها را برایتان آورده ایم.

دوک و دوشس ساسکس ( پرنس هری و مگان مارکل)

مدل و لباس مهمانان عروس سلطنتی + پرنس هری و مگان مارکل ( دوک و دوشس ساسکس ) 2018

مدل و لباس مهمانان عروس سلطنتی

دوک و دوشس کمبریج ( پرنس ویلیام و کیت میدالتون )

مدل و لباس مهمانان عروس سلطنتی

مدل و لباس مهمانان عروس سلطنتی

ملکه الیزابت و شاهزاده فیلیپ

چارلز( شاهزاده ولز) و امیلا ( دوشس کورنوال)

دوریا راگلند

مدل و لباس مهمانان عروس سلطنتی

 جرج و امل کلونی

مدل و لباس مهمانان عروس سلطنتی

دیوید بکهام و ویکتوریا بکهام 

مدل و لباس مهمانان عروس سلطنتی

تام هاردی و شارلوت رایلی
مدل و لباس مهمانان عروس سلطنتی

سارا فرگوسون
مدل و لباس مهمانان عروس سلطنتی

جسیکا مولرونی
مدل و لباس مهمانان عروس سلطنتی

کاترین، دوشس کنت
مدل و لباس مهمانان عروس سلطنتی

شاهدخت بئاتریس یورک

مدل و لباس مهمانان عروس سلطنتی

سوفی، کنتس وسکس
مدل و لباس مهمانان عروس سلطنتی

الکسی لوبومیرسکی و همسرش

مدل و لباس مهمانان عروس سلطنتی

ابیگیل اسپنسر و پریانکا چوپرا

مدل و لباس مهمانان عروس سلطنتی

ویل گرینوود و کارولین

مدل و لباس مهمانان عروس سلطنتی

شاهدخت آن

مدل و لباس مهمانان عروس سلطنتی

سارا رافرتی

مدل و لباس مهمانان عروس سلطنتی

 


مدل و لباس مهمانان عروس سلطنتی + پرنس هری و مگان مارکل ( دوک و دوشس ساسکس ) 2018 

مطالب مرتبط:
مد در خانواده سلطنتی بریتانیا
قوانینی که خانواده سلطنتی انگلیس باید رعایت کنند
دوستی ستاره‌ها با خانواده‌ سلطنتی
استایل جدید موهای مگان مارکل شبیه به یک پرنسس واقعی!

5 بازیگر مشهوری که فرزندشان را از دست دادند

$
0
0
چکیده: 

بازیگران مشهور زیادی در هالیوود بوده اند که برخلاف تصویر خندانشان در سینما، لحظات سختی را در زندگی شان با از دست دادن فرزندان و عزیزانشان تجربه کرده اند. اینبار تصمیم گرفته ایم تا « 5 بازیگر مشهوری که فرزندشان را از دست دادند » را معرفی کنیم.

5 بازیگر مشهوری که فرزندشان را از دست دادند

بازیگران مشهورزیادی در هالیوود بوده اند که برخلاف تصویر خندانشان در سینما، لحظات سختی را در زندگی شان با از دست دادن فرزندان و عزیزانشان تجربه کرده اند. اینبار تصمیم گرفته ایم تا « 5 بازیگر مشهوری که فرزندشان را از دست دادند » را معرفی کنیم و برای شما خوانندگان عزیز نیز آرزوی سلامتی و طول عمر نمائیم.

5- میا فارو ( Mia Farrow)

5 بازیگر مشهوری که فرزندشان را از دست دادند

ستاره فیلم « بچه رزماری » یکی از بدشانس ترین مادرها در میان ستاره های هالیوودی است. او در طی سالهای زندگی اش، دو بار فرزندش را پیش از تولد از دست داد. وی بعدها دختر خوانده اش "تام "را به دلیل بیماری قلبی در سن 19 سالگی از دست داد و دیگر دخترش به نام "لارک "را هم در سن 3 سالگی بر اثر ابتلا به ایدز از دست داد. فارو حتی درگیر ماجرای سوء استفاده جنسی وودی آلن از دختر خوانده مشترکشان شده بود که هرگز در دادگاه اثبات نشد.

4- جان تراولتا (John Travolta)

5 بازیگر مشهوری که فرزندشان را از دست دادند

بازیگر فیلمهای محبوب « تب شنبه شب » و « گریس » که اخیراً روزهای کم فروغی را در سینما پشت سر می گذارد، از جمله بازیگران مشهوری است که فرزند خود را از دست داده است. پسر 16 ساله تراولتا و همسرش کلی، در سال 2009 در حمام غش کرد و پس از رساندن او به بیمارستان اعلام شد که وی درگذشته است. ظاهراً فرزندِ تراولتا در کودکی مبتلا به بیماری به نام "کاوازاکی "بوده که تورم پلاگت‌هاي خوني را سبب می شود.

3- کیانو ریوز ( Keanu Reeves)

5 بازیگر مشهوری که فرزندشان را از دست دادند

بازیگر مشهور سری فیلمهای « ماتریکس » که اخیراً با دو قسمت از فیلم « جان ویک » بار دیگر در کانون توجه علاقه مندان به سینمای هالیوود قرار گرفته، زندگی تراژیکی را تجربه کرده است. وی در سال 1999 به همراه نامزدش صاحب دختری شدند که مرده متولد شد و این مسئله تاثیر بسزایی بر روی روحیه کیانو گذاشت. قسمت بدتر ماجرا این بود که 2 سال بعد نامزدِ کیانو هم طی یک تصادف رانندگی از دنیا رفت و پس از آن کیانو هرگز ازدواج نکرد.

2- پیرس برازنان (Pierce Brosnan)

5 بازیگر مشهوری که فرزندشان را از دست دادند

ستاره سابق فیلمهای « جیمز باند » زندگی پر فراز و نشیبی را پشت سر گذاشته است. وی ابتدا در سال 1991 همسرش کاساندرا هریس را به دلیل ابتلا به سرطان تخمدان از دست داد و 23 سال بعد دختر خوانده خودش که او را مانند دخترش بزرگ کرده بود را نیز به دلیل سرطان تخمدان از دست داد. مرگ همسر و دختر برازنان، تاثیر روحی و روانی شدیدی بر روی او گذاشت و باعث شد در آینده موسسه ای به نام « گروه رویایی سرطان تخمدان » را برای مبارزه با این بیماری تاسیس نماید.

1- سیلوستر استالونه ( Sylvester Stallone)

5 بازیگر مشهوری که فرزندشان را از دست دادند

در سال 2012 اعلام شد که فرزند 36 ساله سیلوستر استالونه به دلیل حمله قلبی درگذشته است. این خبر باعث شد تا خانواده استالونه نسبت به دلیل مرگ مشکوک شوند و آن را ناشی از تجویز داروهای آرامبخش برای پسرشان بدانند اما نتایج کالبد شکافی نشان می داد او به دلیل بیماری قلبی که در آن سن و سال نامعقول بوده درگذشته است. پسرِ استالونه در فیلمهای « راکی 5 » و « Daylight » با پدرش همبازی بود.


موضوع: 5 بازیگر مشهوری که فرزندشان را از دست دادند

مطالب مرتبط:
مدل موی کوتاه به سبک ستاره‌های هالیوود
کوتاه قدترین زنان هالیوود
عادت‌های عجیب و غریب ستاره‌های هالیوود
هفت مدل لباس مختلف در یک روز بازیگر زن مشهور


رفاقت‌ های هالیوودی که تبدیل به دشمنی شدند

$
0
0
چکیده: 

دوستی در دنیای هالیوود بسیار کم دوام است و اغلب با دشمنی هایی تلخ همراه می شود. اما وقتی که دو سلبریتی طراز اول با هم دشمنی می کنند چه اتفاقی می افتد؟ در ادامه این مطلب می خواهیم شما را با برخی از دوستان گذشته که اکنون دشمن هم شناخته می شوند آشنا کنیم.

رفاقت‌ های هالیوودی که تبدیل به دشمنی شدند

دوستی در دنیای هالیوود بسیار کم دوام است و اغلب با دشمنی هایی تلخ همراه می شود. اما وقتی که دو سلبریتی طراز اول با هم دشمنی می کنند چه اتفاقی می افتد؟ در ادامه این مطلب می خواهیم شما را با برخی از دوستان گذشته که اکنون دشمن هم شناخته می شوند آشنا کنیم.

1- کیم کارداشیان و پاریس هیلتون

رفاقت‌ های هالیوودی که تبدیل به دشمنی شدند

شاید نتوان رابطه بین کیم کارداشیان و پاریس هیلتون را نوعی دشمنی دانست. می توان گفت رابطه این دو نوعی رقابت در دنیای ریالیتی شو است. کیم قبلاً یکی از اعضای تیم استایلیست های پاریس هیلتون بوده و مدتی نیز در سمت دستیار شخصی وی فعالیت می کرد. وی اغلب مسئول مدیریت لباس های هیلتون بوده و در مهمانی هایش او را همراهی می کرد. بدین ترتیب رابطه ای بسیار دوستانه بین این دو شکل گرفته و همزمان کیم به شهرت رسید. یک دهه بعد کیم کارداشیان در شهرت از هیلتون سبقت گرفته و به بزرگ ترین ستاره دنیای ریالیتی شو تبدیل شد در حالی که پاریس هیلتون در این عرصه تقریباً فراموش شده است. بدیت ترتیب گفته می شود که رابطه بین این دوتا حدودی شکرآب است. کار به جایی رسیده که پاریس هیلتون حتی برای خط تولید مد و لباس همسر کارداشیان، کانیه وست، فعالیت می کند.

2- کیتی پری و تیلور سویفت

رفاقت‌ های هالیوودی که تبدیل به دشمنی شدند

تمام ماجرا زمانی شروع شد که کیتی پرییکی از رقصنده های گروه تیلور سویفت را به استخدام خود درآورد. تیلور سویفت که نمی توانست به راحتی این ماجرا را فراموش کند، در مصاحبه ها و برنامه های زنده خود به انتقاد از کیتی پری پرداخت. کیتی نیز از این ماجرا ناراحت شده و چندین بار در توییتر و یک بار نیز در یکی از آهنگ هایش پاسخ انتقادهای سویفت را داد. پری و سویفت قبلا رابطه خوبی با هم داشتند اما زمانی که پری با نامزد سابق سویفت، جان مایر، وارد رابطه شد، سویفت از این ماجرا ناراحت شده و بسیاری بر این باورند که دلیل دشمنی سویفت این ماجرا بوده و نه از دست دادن یکی از رقصنده هایش با دخالت پری.

3- گوینث پالترو و وینونا رایدر

رفاقت‌ های هالیوودی که تبدیل به دشمنی شدند

در دهه 90، وینونا رایدر و گوینث پالترو بهترین دوستان دنیای سرگرمی بوده و با دو نفر از دیگر ستاره های پرطرفدار آن دوران هالیوود یعنی بن افلک و مت دیمون نامزد شده بودند. گفته می شود که پالترو زمانی که در خانه رایدر بوده ناگهان چشمش به سناریو فیلم «شکسپیر عاشق» (Shakespeare in Love) می افتد و تصمیم می گیرد برای بازی در این فیلم تست بدهد. وی در نهایت نقش زن اصلی این فیلم را بدست آورده و جایزه اسکار را نیز به خاطر آن کسب کرد. بدین ترتیب وینونا رایدر از این که نتوانسته این نقش را به خاطر دوستش به دست آورد دلگیر بوده و دیگر نتوانست با دوست سابقش روبرو شود.

4- جنیفر لوپز و ایوا لونگوریا

رفاقت‌ های هالیوودی که تبدیل به دشمنی شدند

این دو ستاره لاتین زیبا و معروف دیرزمانی دوستان نزدیک هم بودند تا این که در سال 2008 اتفاقی باعث دشمنی آن ها شد. در این سال عکسی از لونگوریا در رسانه ها منتشر شد که نشان می داد روی عکس مارک آنتونیکه در آن زمان همسر لوپز بود نشسته است. لونگوریا خود در آن زمان متاهل بود. چند سال بعد که آنتونی و لوپز از هم جدا شدند، آنتونی تلاش کرد که با لونگوریا آشتی کند. اما ظاهراً لوپز هیچ علاقه ای به آشتی کردن با لونگوریا نداشته و هیچگاه در مورد او صحبت نمی کرد. خبر دشمنی این دو بازتاب زیادی در رسانه ها داشت.

5- بلیک لایولی و لیتون میستر

رفاقت‌ های هالیوودی که تبدیل به دشمنی شدند

بلیک لایولی و لیتون میستر در سریال «دختران سخن چین» (Gossip Girl) نقش دو دوست بسیار نزدیک را بازی می کردند. در حالی که این دو تازه به شهرت رسیده بودند و از زمان شروع این سریال رابطه خوبی را با هم برقرار کرده بودند، خیلی زود مشخص شد که طرفداران سریال علاقه بیشتری به شخصیت بلیک دارند. بدین ترتیب در طی سال های آینده رابطه این دو به سردی گرایید و اگر چه آن ها همچنان در سریال نقش دو دوست خوب را بازی می کردند اما گزارش هایی وجود داشت که نشان می داد این دو در زندگی واقعی علاقه ای به هم نداشته و حتی در پشت صحنه سریال نیز با هم صحبت نمی کنند.

6- مدونا و گوینث پالترو

رفاقت‌ های هالیوودی که تبدیل به دشمنی شدند

شاید کمتر کسی پیدا شود که مدونا و گوینث پالترو را مناسب دوستی با هم بداند اما این دو در بسیاری از موارد، از مشکلاتشان با پاپاراتزی ها تا همسران بریتانیایی شان، شباهت هایی نیز با هم داشتند. این دو همچنین یک مربی ورزشی یکسان به نام تریسی اندرسون داشتند که به طور ویژه و خصوصی در اختیار مدونا بوده و حتی با او سفر می کرد و البته رابطه نزدیکی نیز با پالترو داشت. زمانی که مدونا مربی تناسب اندام خود را تغییر داد، پالترو به خاطر دوستش تریسی بسیار ناراحت شده و احساس کرد که مدونا به او خیانت کرده است. وی حتی در وبسایت خود نیز اشاره ای به دشمنی خود با مدونا داشته و از طرفدارانش خواست به او پیشنهاد دهند که در صورتی که دیگر نخواهد با کسی رابطه دوستانه داشته باشد باید چکار کند.

7- پاریس هیلتون و نیکول ریچی

رفاقت‌ های هالیوودی که تبدیل به دشمنی شدند

پاریس هیلتون و نیکول ریچی در دهه 2000 در دنیای ریالیتی شو حکمرانی می کردند و چهره های اجتماعی شناخته شده ای بودند که رابطه دوستانه ای نیز با هم داشتند. اما در کمال ناباوری، هیلتون در مصاحبه ای در سال 2005 فاش کرد که او و نیکول دیگر رابطه دوستانه ای با هم ندارند. اگر چه کسی دقیقاً نمی دانست که دقیقاً بین این دو چه اتفاقی رخ داده اما برخی منابع ادعا کرده اند که پس از کاهش شهرت و اعتبار پاریس هیلتون، ریچی رابطه خود را با او کاهش داده و در نهایت به طور کلی قطع رابطه کرده است.

8- جورج مایکل و التون جان

رفاقت‌ های هالیوودی که تبدیل به دشمنی شدند

جورج مایکل و التون جان در انظار عمومی دوستانی بسیار صمیمی بوده و تجربیات و سرنوشت نسبتاً مشابهی داشتند. ظاهراً التون جان از سبک زندگی بسیار خصوصی و تنهای مایکل خوشش نمی آمد. از سال 2000 به بعد، مایکل کاملاً از رسانه ها و شهرت دوری کرده و در انجام فعالیت های هنری اش بسیار گزیده کار شد. التون جان نه تنها این رفتار را مورد انتقاد شدید قرار داد بلکه آن را تلف کردن استعداد نامید. مایکل این گفته ها را نوعی بی احترامی تلقی کرده و التون جان را به طور کلی از زندگی خود حذف کرد.

9- بریتنی اسپیرز و کریستینا آگویلرا

رفاقت‌ های هالیوودی که تبدیل به دشمنی شدند

اسپیرز و آگویلرا هر دو در یک دوره به شهرت رسیده و خیلی زود با هم دوست شدند. اما بعدها فاش شد که با افزایش شهرت و اعتبار بریتنی اسپیرز، جایگاه آگویلرا به نحوی به خطر افتاد. بدین ترتیب وی نه تنها از اسپیرز به عنوان «آشغال» یاد کرد بلکه ادعا کرد که اسپیرز راه خود را گم کرده و باید یک نفر مسیر درست را به او نشان دهد. بریتنی نیز در سخنانی به شدت از آگویلرا انتقاد کرده و این دو از آن زمان تاکنون دشمن هستند.

10- جنیفر آنیستون و چلسی هندلر

رفاقت‌ های هالیوودی که تبدیل به دشمنی شدند

بعد از جدایی از برد پیت، آنیستون انتظار داشت دوستش، چلسی هندلر، حامی او باشد اما هندلر تمام این ماجراها را رسانه ای کرد. وی شکستن قلب آنیستون را در رسانه ها بازگو کرد و این موضوع باعث تحقیر آنیستون شد. منابع خبری بر این باورند که آنیستون این اظهارات هندلر را به مثابه خیانت دانسته و رابطه اش را رفته رفته با چندلر کاهش داد.


موضوع: رفاقت‌ های هالیوودی که تبدیل به دشمنی شدند

مطالب مرتبط:
5 بازیگر مشهوری که فرزندشان را از دست دادند
مدل و لباس مهمانان عروس سلطنتی + پرنس هری و مگان مارکل ( دوک و دوشس ساسکس ) 2018
سرنوشت لباس ستاره ها بعد از فرش قرمز
تیفانی ،دختر کوچک و مرموز دونالد ترامپ

تفاوت‌های عروسی «مگان مارکل» و «کیت میدلتون»

$
0
0
چکیده: 

حال که ازدواج دومین شاهزاده خانواده سلطنتی، شاهزاده هری و مگان مارکل، به پایان رسید، زمان آن است که به مقایسه عروسی او و شاهزاده ویلیام و کیت بپردازیم. در ادامه جزییات جشن عروسی این دو خانواده سلطنتی را برایتان آورده ایم.

تفاوت‌های عروسی «مگان مارکل» و «کیت میدلتون»

حال که ازدواج دومین شاهزاده خانواده سلطنتی، شاهزاده هری و مگان مارکل، به پایان رسید، زمان آن است که به مقایسه عروسی او و شاهزاده ویلیام و کیت بپردازیم. در ادامه جزییات جشن عروسی این دو خانواده سلطنتی را برایتان آورده ایم.

روز عروسی

روز عروسی شاهزاده ویلیام و کیت، طبق سنت خانواده های سلطنتی، در روز جمعه(29 آپریل) برگزار شد.

تفاوت‌های عروسی «مگان مارکل» و «کیت میدلتون»

شاهزاده هری و مگان مارکل اما سنت را شکستند و روز شنبه (19 مه) را برای مراسم عروسی خود انتخاب کردند. جشن عروسی آنها در روزی برپا شد که مهمترین رویدادهای ورزشی برگزار می شود.

تفاوت‌های عروسی «مگان مارکل» و «کیت میدلتون»

ماشین عروس

یکی از بزرگ ترین تفاوت های عروسی کیت میدلتون با مگان مارکل ماشین عروس آنهاست. کیت به همراه پدرش با ماشین عروس وارد کاخ شد.

تفاوت‌های عروسی «مگان مارکل» و «کیت میدلتون»

در حالی که مگان را مادرش همراهی می کرد.

تفاوت‌های عروسی «مگان مارکل» و «کیت میدلتون»

لباس عروس

کیت لباس عروس اش را از برند الکساندر مک کوئین انتخاب کرد. او لباسی آستین دار توردوزی شده به تن داشت.

تفاوت‌های عروسی «مگان مارکل» و «کیت میدلتون»

مگان با پوشیدن لباسی از برند ژیوانشی همه را متعجب کرد. اگرچه لباس او هم آستین داشت اما مدل یقه آن کاملا متفاوت بود و از پارچه ای ساده، بدون توردوزی، دوخته شده بود. در واقع لباس مگان بسیار ساده تر از لباس کیت بود، با این وجود بر تن او بسیار جذاب به نظر می رسید.

تفاوت‌های عروسی «مگان مارکل» و «کیت میدلتون»

آرایش

کیت آرایش صورت اش را خودش انجام داد. او به چشمانش خط چشمی مشکی و بر گونه هایش رژ گونه ای گلبهی زده بود. او موهایش را نیمه باز بسته و آن را با تاج و تور زینت داده بود.

تفاوت‌های عروسی «مگان مارکل» و «کیت میدلتون»

از طرف دیگر، مگان موهایش را به سادگی بر پشت اش جمع کرده بود. او آرایش ساده و محو را انتخاب کرد به طوری که حتی کک و مک هایش هم نمایان بودند.

تفاوت‌های عروسی «مگان مارکل» و «کیت میدلتون»

مکان عروسی

به این علت که کیت میدلتون با پادشاه آینده کشور، شاهزاده ویلیام، ازدواج کرد، آنها در کلیسای وست ‌مینستر در لندن با هم ازدواج کردند.

تفاوت‌های عروسی «مگان مارکل» و «کیت میدلتون»

در حالی که ازدواج شاهزاده هری و مگان مارکل در نمازخانه سنت جرج، قلعه ویندسور، برگزار شد. اگرچه این کلیسا به بزرگی کلیسای وست مینستر نیست اما از نظر زیبایی هیچ از او کم ندارد.

تفاوت‌های عروسی «مگان مارکل» و «کیت میدلتون»

میهمان ها

شاهزاده ویلیام و کیت میهمانان خود را از میان سران کشور، سفیران، نخست وزیران... انتخاب کردند. اینطور به نظر می رسید که هیچ دوست و فامیلی در میان جمع نیست و اکثرا افراد مهم و مشهور بودند.

تفاوت‌های عروسی «مگان مارکل» و «کیت میدلتون»

مگان مارکل و شاهزاده هری اما هیچ تعهدی برای دعوت سران کشور نداشتند، از این رو میهمانان آنها اکثرا دوستان شان بودند، افرادی چون اپرا، دیوید و ویکتوریا بکهام، تام هاردی...

تفاوت‌های عروسی «مگان مارکل» و «کیت میدلتون»

جشن عروسی

عروسی کیت و ویلیام، از این جهت که در کلیسای وست‌ مینستر برگزار شد، بسیار رسمی بود. در مجلس آنها شوخی و خنده جایی نداشت، زیرا ازدواج با پادشاه آینده امری جدی قلمداد می شد.

تفاوت‌های عروسی «مگان مارکل» و «کیت میدلتون»

مجلس شاهزاده هری و مگان مارکل، برخلاف عروسی شاهزاده ویلیام و کیت میدلتون، حالتی دوستانه تر داشت. میهمانان مدام در حال شوخی و خنده بودند و جو دوستانه آن کاملا با جو خشک و رسمی مراسم عروسی شاهزاده ویلیام تفاوت داشت.

تفاوت‌های عروسی «مگان مارکل» و «کیت میدلتون»

تاج عروس

کیت میدلتون تاج عروس ملکه الیزلبت دوم از برند کارتیه را قرض کرد و بر سرش گذاشت. این تاج از جنس طلا سفید و شامل 1000 قطعه الماس تراش خورده است که در تولد 18 سالگی ملکه از طرف مادرش به او هدیه داده شد.

تفاوت‌های عروسی «مگان مارکل» و «کیت میدلتون»

تاج عروس مگان مارکل نیز متعلق به ملکه مری بود.

تفاوت‌های عروسی «مگان مارکل» و «کیت میدلتون»

کیک عروسی

برای ساخت و تهیه کیک عروسی شاهزاده ویلیام و کیت میدلتون هزینه ای بالغ بر 80000 دلار پرداخت شد. طراحی این کیک 5 هفته زمان برد. این کیک حدود 17 لایه داشت که در ردیف هشتم آن تعداد 900 گل خوراکی قرار گرفته بود.

تفاوت‌های عروسی «مگان مارکل» و «کیت میدلتون»

ویولت کیکس مسئول پخت کیک عروسی پرنس هری و مگان بود. کیک عروسی آنها در طبقاتی جداگانه و با طعم لیمو درست شده بود که برای تزئین آن از گل های بهاری و خامه استفاده کردند.

تفاوت‌های عروسی «مگان مارکل» و «کیت میدلتون»


موضوع: تفاوت‌های عروسی «مگان مارکل» و «کیت میدلتون»

مطالب مرتبط:
کلکسیونی از گران‌ترین لباس‌های کیت میدلتون
راز موفقیت رابطه‌ی شاهزاده ویلیام و کیت میدلتون
مد در خانواده سلطنتی بریتانیا
استایل جدید موهای مگان مارکل شبیه به یک پرنسس واقعی!

ستاره‌هایی که از طرفدارانشان فراری‌اند

$
0
0
چکیده: 

گاهی اوقات برخی ستاره ها رابطه بسیار خوبی با طرفداران خود دارند و از گفتگو با آن ها لذت می برند. اما برخی دیگر از ستاره ها نیز اگر چه قصد بی احترامی و تعرض به طرفداران خود را ندارند اما از تعامل و برقراری ارتباط نزدیک با آن ها نیز خودداری می کنند.

ستاره‌هایی که از طرفدارانشان فراری‌اند

گاهی اوقات برخی ستاره هارابطه بسیار خوبی با طرفداران خود دارند و از گفتگو با آن ها لذت می برند. اما برخی دیگر از ستاره ها نیز اگر چه قصد بی احترامی و تعرض به طرفداران خود را ندارند اما از تعامل و برقراری ارتباط نزدیک با آن ها نیز خودداری می کنند. این رفتار چنان است که حتی یک عکس سلفی گرفتن با این ستارگان نیز یک آرزوی دست نیافتنی برای طرفداران آن هاست. در ادامه این مطلب می خواهیم شما را با برخی از این ستاره ها آشنا کنیم که ترجیح می دهند خود را از طرفدارانشان دور نگه دارند و تعامل زیادی با آن ها نداشته باشند.

1- کریستینا آگویلرا

ستاره‌هایی که از طرفدارانشان فراری‌اند

برای کسی که دو آلبوم آخرش به شدت شکست خورده، کریستینا آگویلرا به نظر نمی رسد که قدر تعداد کمی از طرفداران که برای او باقی مانده را بداند. گفته می شود که وی هنگام خرید از یک فروشگاه باعث شد که تمامی این فروشگاه مخصوص خرید هدیه بسته شود. وقتی که وی از ازدحام طرفدارانش شوکه شد نیز ترجیح داد با طرفدارانش نه صحبت کرده و نه نگاهی به آن ها بیندازد و حتی زمانی که از کنار آن ها رد شد با حالتی زننده لبخندی بر لب داشت. بدین ترتیب به نظر می رسد که کریستینا می خواهد کسی کاری به او نداشته باشد.

2- کندال و کایلی جنر

ستاره‌هایی که از طرفدارانشان فراری‌اند

وقتی که کندال و کایلی جنر در تابستان 2014 در حال تبلیغ برای اولین رمان خود بودند، ادعا شد که به ندرت به طرفداران خود امضا می دادند یا در مورد کتاب خود صحبت می کردند. گفته می شود که رفتار آن ها در این مراسم بسیار بد و گاه زننده و مضحک بوده است. برای سال ها آن ها از رسانه ها استفاده کرده و میلیون ها دلار درآمد کسب کرده اند و اکنون این گونه واکنش نشان می دهند.

گفته می شود که کایلی بسیار بیشتر از خواهر بزرگترش به طرفداران خود بی توجهی می کند و بر اساس ادعاها، علیرغم این که برای برگزاری مراسم جشن تولد 18 سالگی اش در یک کلوب شبانه بیش از 200.000 دلار دریافت کرده بود اما حتی یک بار نیز منطقه وی آی پی را ترک نکرده و به کسانی که برای دیدن او پول پرداخت کرده بودند نزدیک نیز نشد.

3- توبی مگوایر

ستاره‌هایی که از طرفدارانشان فراری‌اند

توبی مگوایر شهرت بسیار بدی در زمینه همکاری دارد و بسیاری کار با او را سخت می دانند زیرا گفته می شود که وی با اطرافیانش رفتار بسیار نامناسبی دارد. وی چنان خود شیفته است که در سال 2001 وارد دنیای خوانندگی شد و یکی از بدترین خوانندگان سال لقب گرفت. در ژانویه 2015 ویدیویی از مگوایر منتشر شد که وی را در حال فرار از دست مردمی نشان می داد که برای خوش و بش با او در روبروی یک رستوران در لس آنجلس جمع شده بودند اما مگوایر بدون توجه به آن ها محل را ترک کرد.

4- ساندرا بولاک

ستاره‌هایی که از طرفدارانشان فراری‌اند

ساندرا بولاک ظاهراً یکی از ساده ترین و متواضع ترین ستارگان هالیوود است اما او نیز روزهای بدی در زمینه رفتار با طرفداران داشته است. گفته می شود که بولاک در سال 2013 از امضا دادن به یک سرباز کهنه کار که روی ویلچر بود خودداری کرد و این کار را به گفته شاهدان با بی ادبی تمام انجام داد. وی در این مورد با دست هایش جلوی صورت خود را گرفته و سر مرد مذکور فریاد زد در حالی که او تنها یک امضا می خواست اما بولاک این ادعاها را رد کرده است.

5- کیت وینسلت

ستاره‌هایی که از طرفدارانشان فراری‌اند

وقتی که کیت وینسلت در حال فیلمبرداری فیلم «روز کارگر» (Labor Day) در سال 2013 در ماساچوست بود، بسیاری از طرفدارانش در زیر باران انتظار او را می کشیدند اما چیزی نصیبشان نشد. به گفته یکی از آن ها رفتار وینسلت بسیار تحقیرآمیز و بی ادبانه بود و هیچ توجهی به طرفداران خود نداشت. وی تنها برای مدت کوتاهی سر صحنه حاضر شده و سپس سوار ماشین کادیلاک خود شده و محل فیلمبرداری را ترک کرد بدون این که حتی برای طرفدارانش یک لبخند بزند.

6- کیم کارداشیان

ستاره‌هایی که از طرفدارانشان فراری‌اند

کیم کارداشیان آنقدر عکس سلفی می گیرد که یک کتاب 445 صفحه ای از عکس های خود را به فروش رسانده است اما نباید از او انتظار داشت با شما عکس بگیرد مگر این که شما هم شخصیت مشهوری باشید. وی گفته که همسرش، کانیه وست، چیزهای زیادی در مورد حفظ حریم شخصی به او یاد داده است و وی در مورد برخی مسایل کمتر حرف می زند به ویژه روابط عاطفی. به گفته او قرار نیست همه در مورد او همه چیز را بدانند. وی یاد گرفته که اولویت بندی را رعایت کند حتی زمانی که پای امضا دادن به طرفداران در فرودگاه یا در رستوران فرا می رسد.

7- کامرون دیاز و جیسون سیگل

ستاره‌هایی که از طرفدارانشان فراری‌اند

کامرون دیاز و جیسون سیگل شاید دوست داشته باشند داستان ناخوشایند رفتارشان با طرفداران در مراسم اکران فیلم مشترکشان در نیویورک را به فراموشی بسپارند. بر اساس شواهد، این دو رفتار بسیار نامناسبی با طرفداران خود داشتند و در حالی که آن ها طبیعتا در یک مراسم اکران با طرفداران روبرو می شدند اما رفتار نامناسب آن ها برای طرفداران باورکردنی نبود. حتی این دو قبل از این که اکران فیلم آغاز شود محل را ترک کردند.

8- جنیفر لارنس

ستاره‌هایی که از طرفدارانشان فراری‌اند

جنیفر لارنس در مصاحبه با دیلی تلگراف گفته بود که وی برای شبیه ساختن زندگی خود به زندگی یک شخص عادی سعی دارد تماس و رابطه خود با طرفدارانش را کاهش دهد. وی در این باره چنین گفت:"من به تازگی شروع کرده ام که کمی بی ادب باشم و در خودم فرو بروم. فکر می کنم مردم بر این باورند که ما دوست هستیم زیرا من معروف هستم و آن ها فکر می کنند که به اندازه کافی مرا می شناسند اما من آن ها را نمی شناسم. من باید از حباب دورم محافظت کنم، مثل این که بگویم من یک کار عجیب و عریب دارم- نگذارید این موضوع به یک واقعیت تبدیل شود".


موضوع: ستاره‌هایی که از طرفدارانشان فراری‌اند

مطالب مرتبط:
ستاره هایی که از سوء قصد نجات یافتند
ستاره هایی که خانواده را به شهرت ترجیح دادند
ستاره هایی که زندگی مردم را ویران کردند (1)
فهرستی از بهترین ستاره ها به انتخاب IMDb درسال2017

ستاره‌هایی که لباس‌ شان را با فرزندان‌ شان ست می‌کنند

$
0
0
چکیده: 

بسیاری از مادرها لباس های کودک خود را با لباس خودشان ست می کنند. این موضوع حتی در میان ستاره های هالیوود هم رایج است. اگر دوست دارید ببینید که کدام ستاره ها عاشق ست کردن لباس خود با فرزندانشان هستند، در ادامه مطلب با ما همراه باشید.

ستاره‌هایی که لباس‌ شان را با فرزندان‌ شان ست می‌کنند

بسیاری از مادرها لباس های کودک خود را با لباس خودشان ست می کنند. این موضوع حتی در میان ستاره های هالیوود هم رایج است. اگر دوست دارید ببینید که کدام ستاره ها عاشق ست کردن لباس خود با فرزندانشان هستند، در ادامه مطلب با ما همراه باشید.

1. کیت میدلتون و شاهدخت شارلوت

ستاره‌هایی که لباس‌ شان را با فرزندان‌ شان ست می‌کنند

با دیدن عکس های کیت میدلتونو شاهدخت شارلوت به این نتیجه رسیدیم که کیت عاشق ست کردن لباس های او با خودش است. در واقع او نه مدل لباس، بلکه رنگ های مشابهی را برای خود و دخترش انتخاب می کند. یکی از زیباترین رنگ هایی که آن دو با هم ست کرده اند، صورتی است. آنها در سال 2017، در حالی که برای مراسمی در کاخ باکینگهام حاضر شده بودند، لباس های هم رنگ هم به تن کردند. 

2. کوکو روچا و آیونی

چه چیزی بهتر از این که رنگ زیبای متالیک لباس مان را با فرزندمان ست کنیم؟ کوکو روچا عکسی از خود  دخترش را در اینستاگرام به اشتراک گذاشت که در آن هر دو لباس هایی به رنگ نقره ای متالیک به تن داشتند. کوکو در زیر عکسش نوشت: «وقتی از سر کار بر می گردم و با بهترین دوستم به دوچرخه سواری می روم.»

3. نیکی هیلتون و لیلی-گریس 

ستاره‌هایی که لباس‌ شان را با فرزندان‌ شان ست می‌کنند

نیکی هیلتون با انتشار عکسی از کفش های خود و فرزندش به همه نشان داد که عاشق ست کردن لباس خود با دخترش است. دخترش به شخصیت کیتی علاقه زیادی دارد، از این رو نیکی هم کفش هایی شبیه به او را به پا کرد.

4. السا پاتاکی و ایندیا رز همسورث

ستاره‌هایی که لباس‌ شان را با فرزندان‌ شان ست می‌کنند

السا پاتاکی و دخترش بلوز و شلواری شبیه بهم به تن کردند و برای گشت و گذار به بیرون از خانه رفتند. السا در زیر این عکسی که از خود در ایسنتاگرام منتشر کرده بود، نوشت: «من و دخترم در حال گشت و گذار در بازار سبزیجات هستیم.»

5. کیم کارداشیان و نورث وست

ستاره‌هایی که لباس‌ شان را با فرزندان‌ شان ست می‌کنند

کیم کارداشیان عاشق رنگ های خنثی اما چشمگیر است. او لباس دخترش را نیز به سبک خودش انتخاب می کند. این مادر و فرزند که حال یکی از مشهورترین های دنیای مد و فشن هستند، اکثر مواقع لباس های ست به تن می کنند، درست مانند پیراهن های نقره ای که در این عکس به تن کرده اند.

6. سیندی کرافورد و کایا گربر

ستاره‌هایی که لباس‌ شان را با فرزندان‌ شان ست می‌کنند

سیندی کرافورد و کایا گربر نه تنها رنگ بلکه مدل لباس شان را نیز با هم ست می کنند. در این عکس هر دوی آنها جامپ سوئیت هایی از برند کوکو به تن دارند.

7. کریس جنر و پنلوپه دیسیک

ستاره‌هایی که لباس‌ شان را با فرزندان‌ شان ست می‌کنند

ست کردن لباس، نه تنها میان مادر و دختر بلکه بین مادربزرگ و نوه ها نیز رایج است. به عنوان مثال کریس جنر با نوه اش پنلوپه دیسیک، هر دو لباسی با طرح لیمو به تن کرده اند.

8. ماریا کری و مونرو کنون 

ستاره‌هایی که لباس‌ شان را با فرزندان‌ شان ست می‌کنند

دختر ماریا کری، مونرو کنون، هم مانند خودش خوش تیپ است. او معمولا لباس هایش را با مادرش ست می کند. مثلا در این عکس آنها هر دو کت هایی قرمز رنگ به تن کرده اند.

9. کیتی هولمز و سوری

ستاره‌هایی که لباس‌ شان را با فرزندان‌ شان ست می‌کنند

کیتی هولمز هم از دیگر ستاره هایی ست که دوست دارد اغلب اوقات لباس خود را با دخترش ست کند. آنها در لباس های همرنگی که به تن کرده اند، زیبا و جذاب به نظر می رسند.

10. بیانسه و بلو آیوی

ستاره‌هایی که لباس‌ شان را با فرزندان‌ شان ست می‌کنند

بیانسه و بلو آیوی برای دیدار از موزه بستنی در لس آنجلس، پیراهن های یک شکل به تن کردند. این مادر و دختر هم جزو ستاره های خوش تیپ هالیوود به شمار می روند.

11. ملکه دایانا و شاهزاده ویلیام

ستاره‌هایی که لباس‌ شان را با فرزندان‌ شان ست می‌کنند

ست کردن لباس مادر و فرزند حتی در سالهای قبل هم رواج داشت، به طوری که ملکه دایانا و شاهزاده ویلیام نیز گاهی لباس های یک شکل به تن می کردند. به عنوان مثال آنها در این عکس هر دو کتی دکمه دار به رنگ آبی آسمانی به تن دارند.

12. ملکه دایانا و شاهزاده هری

ستاره‌هایی که لباس‌ شان را با فرزندان‌ شان ست می‌کنند

تنها شاهزاده ویلیام نیست که لباسش را با مادرش ست می کند، حتی شاهزاده هری هم گاهی لباس های ست با مادرش می پوشد. در سال 1988، ملکه لباس سبز و سفیدی را که برای جشن رنگ به تن کرده بود، بر تن فرزندش نیز پوشاند.

13. ریس ویترسپون و آوا فیلیپ

ستاره‌هایی که لباس‌ شان را با فرزندان‌ شان ست می‌کنند

ریس ویترسپون و دختر نوجوان اش، زمانی که برای تفریح به پاریس رفتند، لباس هایی کاملا مشابه به تن کردند. حتی اکسسوری های آنها، از کلاه و کفش گرفته تا مدل عینک هم شبیه بهم بود، به طوری که مردم آنها را با هم اشتباه می گرفتند.

14. جنیفر لوپز و امی

ستاره‌هایی که لباس‌ شان را با فرزندان‌ شان ست می‌کنند

جنیفر لوپزو دخترش امی اغلب لباس هایی ست به تن می کنند. به عنوان مثال زمانی که آنها از خانه بیرون می آمدند، پیراهن های صورتی رنگ شبیه بهمی به تن داشتند. تنها تفاوت آنها در اکسسوری هایشان بود. امی کیف و کفشی اسپورت به تن کرده، در حالی که جنیفر تیپی کلاسیک دارد.

15. پینک و ویلو

ستاره‌هایی که لباس‌ شان را با فرزندان‌ شان ست می‌کنند

اگر چه ست کردن لباس برای بعضی ها کسل کننده است اما برخی دیگر از آن لذت می برند. به عنوان مثال پینک از این که لباسی شبیه به همسر و فرزندش به تن کرده، بسیار راضی و خوشنود است.


موضوع: ستاره‌هایی که لباس‌ شان را با فرزندان‌ شان ست می‌کنند

مطالب مرتبط:
ستاره هایی که اخیرا مادر شده اند
عکاسی از فرزندان این بازیگران هالیوود ، ممنوع!
عکس کودکی ستاره های هالیوود
ستاره‌های هالیوودی ؛هر چه پیرتر، جذاب تر!

یک روز از زندگی بانوی اول آمریکا ملانیا ترامپ

$
0
0
چکیده: 

ملانیا ترامپ، مانکن سابق اسلوونیایی آمریکایی و بانوی اول ایالات متحده آمریکا است. او در 22 ژانویه 2005 با دونالد ترامپ، ابرتاجر املاک و مستغلات آمریکایی و رئیس‌جمهور آمریکا ازدواج کرد. ملانیا که متولد اسلوونی است، در سال 2001 مقیم دائم آمریکا و در سال 2006 شهروند این کشور شد. او از 20 ژانویه 2017 نقش بانوی اول ایالات متحده آمریکا را بر عهده دارد.

یک روز از زندگی بانوی اول آمریکا ملانیا ترامپ

ملانیا ترامپ ،مانکن سابق اسلوونیایی آمریکایی و بانوی اول ایالات متحده آمریکا است. او در 22 ژانویه 2005 با دونالد ترامپ، ابرتاجر املاک و مستغلات آمریکایی و رئیس‌جمهور آمریکا ازدواج کرد. ملانیا که متولد اسلوونی است، در سال 2001 مقیم دائم آمریکا و در سال 2006 شهروند این کشور شد. او از 20 ژانویه 2017 نقش بانوی اول ایالات متحده آمریکا را بر عهده دارد. که پس از لوییزا ادمز در سال 1825 دومین بانوی اول متولد خارج آمریکا به حساب می آید. اگر دوست دارید که با برنامه هایی که بانوی اول آمریکا در طول روز خود دارد آشنا شوید، با ما همراه باشید.

1. ملانیا ترامپساعت 5:30 صبح بیدار می شود. او و شوهرش در تخت خواب های جداگانه می خوابند.

2. او پسر 12 ساله اش را برای رفتن به مدرسه آماده می کند. زمانی که آنها در نیویورک زندگی می کردند او خودش بارون را به مدرسه می برد و بر می گرداند، اما حال به دلیل مشغله های کاری این کار را انجام نمی دهد.

یک روز از زندگی بانوی اول آمریکا ملانیا ترامپ

3. ملانیا بزرگ کردن پسرش را در اولویت کارهایش قرار می دهد. او پس از این که کیف مدرسه بارون را آماده می کند، به او صبحانه می دهد و پس از فرستادن او به مدرسه، به سراغ درست کردن ناهاری که مورد علاقه پسرش است، می رود.

4. او ورزش را از برنامه روزانه اش حذف نمی کند. پیلاتس، تنیس و پیاده روی از ورزش های مورد علاقه او هستند.

5. رژیم غذایی او بسیار سالم است. او هر روز 7 واحد میوه می خورد و معمولا صبح اش را با یک اسموتی یا جودو سر آغاز می کند.

6. اگر چه او رژیم غذایی سالمی دارد اما گاهی به سراغ خوراکی های مورد علاقه اش هم می رود. شکلات و بستنی از تنقلات مورد علاقه او هستند که هر از گاهی آنها را به رژیم غذایی خود راه می دهد.

7. او برای تقویت مو و پوست اش ویتامین های مختلفی مصرف می کند. علاوه بر آن هر روز صورت اش را با صابون های مخصوص می شوید و پس از آن از کرم های مرطوب کننده استفاده می کند.

یک روز از زندگی بانوی اول آمریکا ملانیا ترامپ

8. او اهمیت خواب را در زندگی اش از یاد نمی برد. در واقع خواب کافی برای او یک اولویت است.

9. او در طول روز ملاقات های زیادی دارد که اکثرشان را در کاخ سفید برپا می کند. گاهی هم به همراه همسرش در جلسات بیرون از کاخ شرکت می کند.

10. او زمان های زیادی را با کودکان می گذراند. به عنوان مثال به مدارس یا بیمارستان های کودکان می رود و از شرایط آنها بازدید می کند.

11. او از برگزاری جلسات کاری کوچک در دفتر کارش در «East Wing» لذت می برد.

یک روز از زندگی بانوی اول آمریکا ملانیا ترامپ

12. زمانی که ملانیا را در ملا عام نمی بینیم، او به احتمال زیاد نزد پدر و مادرش در واشنگتن دی سی است. او زمان زیادی را با آنها سپری می کند.

13. یکی از وظایف او به عنوان بانوی اول آمریکا این است که برای مناسبت های مهم داخل کاخ سفید برنامه ریزی کند. به عنوان مثال مسئولیت کارهایی را که باید برای مراسم عید پاک انجام شود، به عهده می گیرد.

14. او تیم های مختلفی را که برای کاخ سفید کار می کنند، مدیریت می کند. در واقع او با تمام گروه های خدماتی مانند تیم دکوراسیون، آشپزی، گل آرایی و... ارتباط نزدیکی دارد.

15. او بر هر کاری که در کاخ سفید انجام می شود نظارت دقیق دارد. به عنوان مثال از آشپزها در مورد نحوه پخت و پز و تهیه مواد اولیه شان سوال می کند تا از جزییات هر کاری به خوبی باخبر شود.

یک روز از زندگی بانوی اول آمریکا ملانیا ترامپ

16. او دکوراسیون بعضی از اتاق های کاخ سفید را تغییر داده است. او رنگ های خنثی را به رنگ های بولد و جسورانه ترجیح می دهد.

17. قبل از این که ملانیا بانوی اول آمریکا شود، او بعد از ظهرهای خود را در میهمانی های دوستانه می گذراند اما حال هر روزه او پر از جلسات رسمی ست که باید در آنها حضور داشته باشد.

18. ملانیا برای ریلکس شدن دو کار انجام می دهد، یا به حمام آب گرم می رود و یا در تعطیلات آخر هفته، به ویلایش در فلوریدا سفر می کند.

19. او گاهی بدون همسرش به مسافرت می رود.


موضوع: یک روز از زندگی بانوی اول آمریکا ملانیا ترامپ

مطالب مرتبط:
لباس های جنجال برانگیز ملانیا ترامپ
مقایسه استایل «ملانیا ترامپ» و «میشل اوباما»
ملانیا ترامپ را هیچ وقت دست کم نگیرید
تیفانی ،دختر کوچک و مرموز دونالد ترامپ

Viewing all 996 articles
Browse latest View live